تبليغاتX
هنر -
رضا مختاری

ند وقت پيش نمایشگاه خط نگاره‌های او براساس شعرهای مولانا در نگارخانه دی دیدنی بود. این نمایشگاه ادامه تجربه‌ای است که حقیقی نزدیک به 10 سال پیش داشت و سال‌ها پیش در دهه50 نیز می‌شد دغدغه گرافیست جوان آن سال‌ها را در کار با خط پی گرفت.

34اثر به نمایش درآمده در این نمایشگاه به نوعی آزادنویسی‌های حقیقی در برخورد با شعر مولوی بودند و به‌تعبیر خودش کشف آثار قدیم با ابزار امروز ؛ درست شبیه کشف کهکشان‌های ازلی به‌وسیله ابزاری امروزی به نام تلسکوپ.

  • چرا مولوي؟

از سال76 شروع كرده بودم روي شعر شاعران ايراني - چه معاصر و چه كلاسيك - كار كنم و با تكنيك سيلك اسكرين در تعداد محدود پرينت گرفته بودم. تجربه‌اي بود براي اينكه ظرفيت‌هاي تازه خط فارسي را با اشعار پيدا كنم. از آن نمايشگاه به بعد، كارم را با نرم‌افزار انجام دادم. در سال78 در گالري گلستان نمايشگاه زدم. 2 سال بعد در سال80 خط نگاره‌ها را بردم روي شيشه و توي كوره پختم. از همان موقع در اين فكر بودم كه به يك شاعر بپردازم.

كتاب‌ها را مرور و يادداشت‌برداري کردم. شعرهای مولوی را دوست داشتم. وقتي يونسكو سال2007 را سال مولانا اعلام كرد، بيشتر راغب شدم كه نيرويم را روي اشعار مولانا متمركز كنم اما هنوز حافظ و نيمايوشيج پرونده‌شان براي من باز است.

  • از چه راه‌هایی سراغ تجسم و خطی‌کردن شعرها رفتید؟

ببینید، شعر حافظ مي‌گويد: كجا دانند حال ما سبكبالان ساحل‌ها. به لحاظ فونيك ما بازي‌هاي آوايي داريم. مي‌خواستم ببينم اين ريتم در تصوير چه شكلي پيدا مي‌كند. در خوشنويسي هنرمند اين ش و س و ل را در كنار نقطه‌هاي مربع و خط فارسي كنار هم مي‌نشاند و به نگاهي تازه براي تصوير خطي شعر مي‌رسد.

  • فقط فرم آوایی را در نظر داشتید یا مضمون هم برایتان مهم بود؟

قصد داشتم اين رفتار فرمي به مفاهيم نزديك باشد؛ مثلا حافظ مي‌گويد: دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان زد. اينجا زلف و حلقه، پيچش‌هايي دارند كه مي‌شود به تصوير درآورد. من سعي کردم از نظر بصري به فضاي محتوايي شعر نزديك شوم.

یک‌جورهایی در نوشته‌ها، رد پا و تکرر همان خطوط قبلی شما را می‌بینیم. از طرفی این هم هست که مثلا یک گرافیست برخلاف خوشنویس که با شیوه کار می‌کند، با فاصله گرفتن از خودش و طبق سفارش متن و به‌طرزی متنوع با خطوط کار می‌کند.

در خوشنويسي كهن فرقي نمي‌كرد چه بنويسيد؛ همه در يك زمينه ابر و باد قرار مي‌گرفت. اما به نظر من اين زمينه‌ها براي هر شاعري فرق مي‌كند. اينجا هم من از زمينه كمك گرفتم اما القاي بصري مفاهيم مدنظرم بوده است. سفارش به‌طور كلي هست. يك طراح گرافيك بنيان كارش بر محتواي سفارش است. اينجا اما با يك متن اوليه، متن ثانويه را مي‌سازيم. سفارش موجود است اما از دل محتوا برمي‌خيزد و من باز متن ثانويه‌اي را شکل می‌دهم.

  • یعنی تنوع مضمونی و فرمی شعرها اجرای خطی پیدا کرده؟

سعی کردم مثلا اگر شعری نور را القا می‌كند و شعر ديگري شب را، رفتاري كه من آغاز مي‌كنم متفاوت باشد.

  • با چه شیوه‌ای و ابزاري تنوع دادید؟

رنگ و تركيب‌بندي. نوع قلم و شتاب قلم‌مو هم جزء اين ابزارها بودند. اگر شعري شتاب دارد، اين شتاب را بيشتر نشان مي‌دهم. مسلما اين نوع كار روي شاهنامه فردوسي شكل ديگري دارد تا شعر مولوي كه در آن سماع و گردش و ترنم هست.

  • چرا اسمش را گذاشتید خط نگاره؟

اسمش را گذاشتم خط نگاره چون در نقاشي متن اوليه نداريم اما اينجا متن اوليه وجود دارد؛ نقاشي نيست؛ نقاشي خط هم نيست. روي خيلي از كارها با قلم فرانسوي و جوهر روي كاغذ كاهي كار كردم و بعد آنها را اسكن و بزرگشان كردم. اين براي من رفتار شد؛ يك رفتار مدرن. مي‌خواستم سامان اثر من نمايش‌ نويي داشته باشد. خوشنويسي با تأني و در زماني طولاني شكل مي‌گيرد ولي من در بعضي‌كارها شتاب رفتاري مدرن را مي‌خواستم تمرين كنم. يك تمرين و نگاه خاص شخصي بود؛ دليلي براي آن نداشتم و مي‌خواستم مثل يك نقاش آزادانه كار كنم؛ بدون چرايي.

چون کشتی بی‌لنگر، کژ می‌شد و مژ می‌شد / در حسرت او مرده، صد عاقل و ديوانه

  • اين يكي بدخواني دارد و فرم بصری بر خوانایی چربیده.

به اواخر كار برمي‌گردد. آنجا ديگر مي‌خواستم خودم را رها كنم. نمي‌خواستم خودم را متكي به خوانا بودن كنم. مي‌خواستم نقاشانه‌تر باشد.

  • اينجا هم مركزيت با كژمژي بوده؟

سيلاني در شعر بود كه مي‌خواستم تصويرش كنم.

شب ز نور ماه، روي خويش را بيند سپيد /من شبم تو ماه من بر آسمان بي‌من مرو

  • این ماه را در کارهای قبلی شما هم دیده‌ایم. اینجا انگار یک تصویر مشخص موازی نوشته شده؟!

ظرفيت بصري مد نظر من بوده. تشابه نون با ماه هست و 3 تا سيني كه تكرار شده.

شرح عشق و عاشقي هم عشق گفت

  • تکنیک این کار چیست؟

رنگ‌آميزي روي بوم با رنگ اكريليك

  • خطوط با آنکه خوانایی دارند ولی فرم بصري‌شان به‌خوبی جا افتاده.

تكرارها مهم بودند. اینجا نقطه شين 4 بار تكرار شده و به تكرارها فرم بصري داده.

خرمن آتش گرفته، صحن صحراهاي عشق

  • اینجا ظاهرا حرکت رنگ قرمز پیشروی آتش را تداعی می‌کند.

ارجاع شعر به خرمن است. كسي كه خرمنش مي‌سوخت، بايد داغش به دلش مي‌ماند. عاشق شدن، سوختن خرمن است. اينجا اين قرمزي تمام صفحه را مي‌گيرد.

آب تويي، كوزه تويي، آب ده ‌اي يار مرا

  • اين بين كارها از آن كارهايي است كه بافت خطوط تغییر پیدا کرده؛ آن شره جوهرها.


از همان اول كاغذ را كمي خيس كردم و نوشتم كه اصلا آن مفهوم آب در رفتار بصري خودش را نشان دهد.

امشب از شب‌هاي تنهايي است، رحمي كن بيا

  • نوع رنگ‌آميزي‌اش متفاوت است. نوشته در متن نیست و به‌خاطر حضور زمینه‌ای رنگ و قاب دورش در حاشیه قرار گرفته. تكنيك این کار چيست؟

روي كاغذ آبرنگ با جوهر رنگ‌آميزي شده. اینجا تصوير شب حاكم است و با اين خلوتي خواستم تنهايي را القا كنم.

از آن آب حيات است كه ما چرخ‌زنانيم

  • تکنیک این یکی کار چه بوده؟

برخلاف بقيه كه با قلم فرانسه روي كاغذ كاهي بود، اين را با مداد فرانسوي روي كاغذ كاهي كشيدم. شتاب و چرخش را مي‌خواستم بنويسم. بزرگش كردم تا ببينم چه مي‌شود. 5 سانتي‌متر بيشتر نبود.

  • كار رنگ اينجا چيست؟

در اين كار همين‌قدر درباره رنگ مي‌دانم كه مي‌خواستم آبي و قرمز را حتما بگذارم. اينجا نوع شتاب و قلم بايد به كمك من مي‌آمد.

اصل ندا از دل بود، در كوه تن افتد صدا

  • لوزي پایینی چیست؟

كاغذ طلاست. ارجاع دارد به ناب‌بودن و خلوص و همان ارزش معنوي‌اي كه طلا در كيمياگري دارد. مي‌خواهد مفهوم خلوص را تسري دهد.

  • فلسفه بصري‌اش چيست؟

مي‌خواستم در كنار منحني‌ها ببينم مربع چگونه مي‌نشيند. آيا سامان‌دهي بصري خوب مي‌توانم ايجاد كنم.

  • کار 2 لایه نوشته دارد و طبق مضمون یکی از نداها اصل است و دیگری فرع.

لايه زيري اصل نداست.

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 1:55 | لینک  |