وقتي يك عكاس، مجموعه عكس اش را به نمايش مي گذارد، پيشاپيش به بيننده يادآوري مي كند كه با يك روايت سر و كار دارد. روايتي كه عكاس براي گفتن اش حتي به جا و ترتيب عكس ها هم توجه داشته. چند وقت پيش، چهار عكاس گروه طوسي (Too See)، مجموعه عكس هايشان را در نگارخانه لاله به نمايش گذاشتند. نكته مجموعه عكس را اضافه كنيد به گروهي بودن نمايشگاه. حاصل جمع مي شود مجموعه اي از روايت هاي يك گروه. اين مجموعه روايت ها حول عكاسي مستند اجتماعي مي چرخيدند و بيننده مي توانست همراه عكس ها از مدينه تا كردستان و روستاهاي ايران سفر كند. ديوار كاهگلي، ايران من، در سفر آن سوها و... مجموعه عكس هاي به نمايش درآمده در اين نمايشگاه بودند.
اين نمايشگاه با 35 اثر رنگي و سياه و سفيد، دومين نمايشگاه گروه طوسي بود كه شامل مجيد ناگهي، جاويد نيك پور، مجتبي كوچكي و محمد قدمعلي مي شود. چند تايي از كارهاي اين نمايشگاه را انتخاب كرديم و با چهار عضو اين گروه، دربارة آن ها گپ كوتاهي زدم...

جاويد نيك پور مجموعه عكس اش را در يكي از شهرهاي استان اصفهان گرفته و به گفتة خودش نگاهي اجمالي به زندگي آدم هاي آن شهر داشته. عكس ها متنوع اند. زناني با چادرهاي سفيد و چند تك چهره كه يكي شان پيرزني است؛ با آن صورت هاي پرچين و چروك كه خط به خط اش را مي شود خواند. اين يكي كار هم عكس عجيب و غريبي است. كلا دختر بچة غريبي است وخودش مي گويد فريم هاي ديگري هم گرفته تا به اين يكي رسيده. نمي دانم چه بگويم؟ اين چهره، شرارت و كودكانگي دارد؟ شيطنت دارد؟... شايد سياه و سفيد بودن عكس هم به اين حس و حال غريب كمك كرده

محمد قدمعلي اسم مجموعه اش را گذاشته بود: ديوار كاهگلي . عكس ها از روستاهاي مختلف ايران بود و به حق هم بافت كاهگلي ديوارها بيشتر از هر چيزي به چشم مي آمد. قدمعلي مي گويد قصدش از كنار هم گذاشتن اين عكس ها، نشان دادن از بين رفتن اين فضاها بوده. اما كارها عمدتا با نگاه مثبت به فضاي روستا، تصاوير زيبايي از بافت ها و رنگ هاي روستا را جلوي چشم بيننده مي گذارد. در يكي از عكس ها، يك كاديلاك مشكي و مدرن جلوي يك ديوار كاهگلي پارك شده. با آن كه مي شود گفت نيت عكاس به نوعي القاي تضاد بين سنت و تجدد بوده، خبر چنداني از ويراني گذشته در كارها نبود. عكاس علاقه مندانه سراغ فضاهاي روستايي رفته بود و ديدن كارهايش حس خوبي از آن جا در ذهن بيننده به وجود مي آورد

مجموعه عكس مجيد ناگهي يادداشت هاي تصويري او از كردستان بود. در تمام عكس هاي اين مجموعه تا دلتان بخواهد مي شد رنگ هاي شاد روستايي ديد. اما نگاه عكاس به رنگ، جدا از آدم ها نبود. ناگهي مي گويد: رنگ هاي آن جا ذهن تو را هدف مي گيرند. اين رنگ ها بخشي از آدم ها و اشياي آن جا است. نكتة جالب اين عكس، اين است كه يك بازي صرف با رنگ و فرم لباس ها نيست. مانند عكس ديگري كه در همين صفحه مي بينيد، اين جا هم مي شود در عكس چرخيد. به حالت دست هاي آن ها نگاه كنيد؛ به شكل كنار هم ايستادن شان. هر كدام اين ها كمك مي كنند كه به شخصيت چهره هايي كه در قاب نيستند، نزديك شويم

رنگ قرمز لباس دختر به داخل عكس پرتمان مي كند. همين يك فريم، اطلاعات خوبي از زندگي اين آدم ها مي دهد. تركيب بندي كار، طوري است كه به راحتي چشم مي تواند در عكس بچرخد و چيزهاي تازه اي را كشف كند. لباس هاي آويزانِ ته تصوير، شاخه هاي درخت، اسب، سنگ هاي ديوار و...
شيعيان هندي در قبرستان بقيع مشغول زيارت اند. اين عكس، تركيب بندي فوق العاده اي دارد. خيلي وقت ها عكاس با استفاده از يك كوچه يا خيابان يا فرم هاي يك بنا به راحتي به عكس اش عمق مي دهد. اما در اين جا كوچكي با استفاده از فاصلة آدم ها و بدون آن كه تابلو باشد، به عكس عمق داده. مجتبي كوچكي تنوع شكل هاي نيايش مسلماناني كه از گوشه و كنار جهان به آن جا آمده اند را نكتة قابل تأمل سفرش به مدينه مي داند. او مي گويد خيلي ها شبيه ما ايراني ها با زيارت نامه عبادت مي كردند و خيلي ها هم در سكوت، نيايش شان را زمزمه مي كردند

سفر به آن سوها، اسم مجموعه عكس مجتبي كوچكي بود. در نمايشگاه، روايت عكاس از فاصله دو حرم (مقبره پيامبر و قبرستان بقيع) با اين عكس شروع مي شد. زنان را به بقيع راه نمي دهند و حالا پشت اين در ايستاده اند و زيارت مي كنند. زاوية عكس، طوري است كه تمركز زن ها به جلو بيشتر شده و حال و هواي آن ها و توجه شان را خوب نشان مي دهد. هماهنگي درستي هم بين فرم هاي نرده ها، بافت ستون ها و رنگ و بافت چادر زن ها به وجود آمده. كوچكي دربارة مشكلات عكاسي در آن جا مي گويد: آن جا شرايط كار سخت و كلا عكاسي ممنوع است و به همين خاطر، در نظر گرفتن همة نكات براي رسيدن به يك عكس خوب، كار دشواري بود.