غريبهاي آشنا
کاریکاتور چهره ذره بين دستش است .خوب و دقيق به چهرة آدم ها نگاه مي كند. چهره اي كه ما معمولا آن ها را طوري مي بينيم كه مي شود در يك آينة ساده ديد. ولي فيلتر ذهني يك كاريكاتوريست، پيچيده تر از يك آينة ساده است. او وقتي مي خواهد چهره اي را انعكاس دهد، انگار كسي آدم ها را در يك آينة محدب يا مقعر ديده و بيشتر وقت ها قوانين اين آينه حتي از قاعده هاي طبيعي آينه ها هم تبعيت نمي كند. يك كاريكاتوريست خلاق، طبق قاعده هاي شخصي اش چهرة آدم ها را كج و معوج مي كند. و البته نكته اين جاست كه يك كاريكاتور چهرة خوب، بايد آينه اي باشد كه ما هنوز چهرة منعكس شده در آن را به جا بياوريم. علاوه بر اين كه اين چهره، يك شخصيتِ فقط فيزيكي و جسمي نيست، او بايد تلاش كند تا چهرة دروني آدم ها را در بياورد. مثلا شوخ بودن يا جدي بودن بلاهت يا هوشمندي، سياستمدار بودن و... همه اش را بايد با ديدن كاريكاتور به جا آورد. كاريكاتوريست بايد راز چهره ها را پيدا كند و با هنرش جلوي چشم ما بگذارد. و از آن طرف، كاملا حواسش باشد كه ما شخصيت را به جا بياوريم.
تورسيوس اما كارش با بسياري از كاريكاتوريست ها فرق مي كند. او درست شبيه نقاشي كوبيستي و يا حتي سوررئاليستي دخل و تصرف هاي عجيب و غريبي در چهره ها مي كند و كارهايش را از حد يك اغراق ساده بالاتر مي برد. اين كاريكاتوريست خلاق، چندان به واقعيت و قراردادهاي طراحي رئاليستي وفادار نيست و با اين حال به شخصيت چهره خيانت نمي كند تا جايي كه با تمام بلاهايي كه سر چهره ها مي آورد و حتي آن ها را از قالب انساني شان دور مي كند، باز هم مي توانيم تشخيص دهيم كه با چه كسي طرف ايم. تورسيوس، طراحي هاي عجيب و غريبي هم از حيوانات كرده و در بعضي از طراحي هايش با آن كه اغراق را به حد اعلا رسانده و شديدا انتزاعي شده، ولي باز هم ما تشخيص مي دهيم كه اين كرگدن است آن يكي زرافه و يا آن يكي گاو.
عمر فيگوئرا تورسيوس كلمبيايي است. يعني هموطن گابريل گارسيا ماركز و اهل قاره اي كه هميشه نگاهي عجيب و غريب و جادويي به دنيا داشته اند. اين كاريكاتوريست 38 ساله، علاقة شديدي به تصويرسازي دارد و نمونه كارهاي عجيب و غريبي در اين زمينه خلق كرده. تورسيوس جوايز زيادي برده. و آن قدر كارهايش متفاوت اند كه بدون امضا هم مي توان صاحب آن هارا شناخت. تورسيوس در دوسالانة پنجم كاريكاتور تهران، جايزة نفر اول بخش چهره را به خاطر كاريكاتور عرفات برد.

چفيه و پيراهن ياسر عرفات، كمك زيادي به شناختن اوليه اش مي كند . به اضافة لب ها و چشم ها كه با تمام غير طبيعي بودنشان باز هم عرفات را نشانمان مي دهند
ژاك شيراك . پيشاني اش خيلي واقعي است. حالت چشم ها و تيزي بيني ، اغراق شده. اگر بشود بيني را فشار داد و كوچك ترش كرد ، بيني و پيشاني با لب و دهان هماهنگ مي شود و انگار انعكاس در يك آينة ساده صورت گرفته
يك مرد چاق دارد مي خواند. همة انرژي اش را هم در دهانش گذاشته. پاپيون و دستمال و لباس رسمي اش را هم كه داريد. به اضافة ريش ها، چين پيشاني و... اين آقاي چاق لوچيانو پاواروتي، خوانندة اپراست. انگار با يك موجود عجيب و غريب طرف ايم، ولي پاواروتي را مي شود شناخت
تابلوي گوئرنيكا مثل يك امضا براي پيكاسو است. تورسيوس، پيكاسو را گذاشته وسط كارش و برش هاي چهره هم عين كارهاي كوبيستي پيكاسو است
موهاي پريشان اينشتين با سبيل هاي سفيد كلفتي كه دور گردنش پيچيده. به اضافة صورت و چانة لامپي كه دانشمند بودن اين آقا را تداعي مي كند. زبانش را هم مثل آن عكس معروفش در آورده و با آن كه يك چشم هم بيشتر ندارد، ولي باز اينشتين است
اين موجود عجيب و غريب كه بيشترصورتش را لثه و دندان گرفته ، شماره 9 تيم برزيل ، رونالدو است
كلاه و ريش فيدل، كمك زيادي به شناختنش مي كند. فيدل، سيگار برگ مشهورش را دست گرفته و همان سيگار كله او را ساخته. علاوه بر اين كه سيگار و صورت يكي هستند ، دود و ريش هم يك چيزند. تورسيوس در 29 سالگي برندة جايزه اولين دوسالانة بين المللي گرافيك طنز از سان آنتونيوني كوبا شده
ستارة كلانتر، موشك، طناب يك كابوي و سوار شدن بر دنيا: جورج بوش
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 17:33 |
لینک
|