جا به جايي ديوارها
محمدرضا شاهرخي نژاد
اكثر قريب به اتفاق مردم ايران، نقاشي را با دو كلمه مي شناسند؛ كلاسيك و كوبيسم. وقتي كه صحبت از نقاش مي شود، دو نام در خاطره ها زنده مي شود؛ كمال الملك و پيكاسو. نقاشي از تار و هندوانه مي شود كمال الملكي و كلاسيك، و هرچه كج و كوله باشد، مي شود كوبيسم.
نقاشي در ايران، مثل خيلي چيزهاي ديگر، نوسان عجيب و غريبي دارد. انتظارات عامة مردم از نقاشي، با آن چه كه دنياي نقاشان ناميده مي شود، تفاوت زيادي دارد. هنوز خاطرة مردم از نقاشي، محمد مدبر بود و پرده هاي شاهنامه خواني در قهوه خانه ها كه ناگهان جليل ضياءپور آمد و گفت: كوبيسم . جنگ آغاز شد. تا قبل از آن، نقاش مي گفت: من پرده مي سازم تا مرشد، ذكر مصيبت گويد. اما ديگر هنرمند بودن مطرح شده بود و امضاي نقاش به رسم فرنگ، مهم شد. دانشكدة هنرهاي زيباي تهران تأسيس شد، مجلات هنري منتشر شدند، قانون هاي فرهنگي شكل گرفت و سرانجام نقاشي از ديوار قهوه خانه ها به روي ديوار گالري ها منتقل شد.
از آن زمان تا بعد از انقلاب، جريان هاي مختلفي در نقاشي ايران شكل گرفتند. بعضي ها از خاطره ها رفتند. بعضي ها شهرتي به هم زدند و بعضي ها هم آهسته و پيوسته تا به امروز ادامه دادند. موزه هنرهاي معاصر تهران، گنجينة شصت ساله اش را از نقاشي مدرن ايران به نمايش گذاشته است و تا هفتة دوم بهمن ماه، اين نمايشگاه ادامه خواهد داشت.
بهمن محصص
آوانگاردي كه آن قدر پيشرو بود كه هيچ كس نتوانست ادامه دهندة راهش باشد. گرچه او تحت تأثير پيكاسو است، اما نقاشي ها و مجسمه هايش بي شك از روحية يك نقاش ايراني خبر مي دهند. اگر به كيش سفري داشتيد، مجسمة كشتي گيران اش را حتما ببينيد
هانيبال الخاص
شاگردان زيادي را تعليم داد. اواخر دهة پنجاه در دانشكدة هنرهاي زيباي تهران، الخاص و شاگردانش جنبشي راه انداختند كه در مقابل نقاشي سقاخانه اي كه به زعم آنان، نگاهش توريستي بود، مي ايستاد. آن ها كارهايشان متأثر از نقاشي ديواري مكزيك بود
سهراب سپهري
نقاشي كه شاعر بود، يا شاعري كه نقاش بود؟ هنوز بر سر اين موضوع، مناقشه وجود دارد. اما هرچه باشد، سپهري، سپهري است و درختانش استوار ايستاده اند
پرويز خاكدان
تعدادي نقاش پس از انقلاب به كشورهاي ديگر رفتند تا ادامه تحصيل دهند. معدودي از آن ها ثابت قدم بودند و تا به امروز ادامه دادند. خاكدان يكي از آن هاست كه در آلمان مورد توجه قرار گرفت و كارهايش به كلكسيون هاي خارجي زيادي راه پيدا كرد
پروانه اعتمادي
خيلي ها او را با ترمه ها و گل هاي ياس سفيد ش كه با مداد رنگي كار مي كرد، به ياد دارند. اما اوج كارهايش در كلاژهايي است كه چندي پيش انجام داد. بي شك، او در مداد رنگي تكنيك مختص به خودش را دارد
واحد جوادي پور
او شاگرد كمال الملك بود و به راستي، راه استاد را ادامه داد. هر چند نقاشان جوان امروزي، سرسري از مقابل كارهايش مي گذرند، اما جوادي پور بود كه راه را براي همين جوان ها هموار كرد
حسين زنده رودي
مسعود عربشاهي، پرويز تناولي و حسين زنده رودي سه نقاشي بودند كه با آن ها، نام نقاشي سقاخانه اي در ايران زنده مي شود. هرچند زنده رودي بعدها كارهايش را از صفت سقاخانه جدا دانست. استفاده از نشانه ها و عناصر بصري هنر مذهبي، درون مايه اصلي كارهايشان بود
ژازه تباتبايي
اگر فكر مي كنيد پيچ و مهره و فرمان اتومبيل به هيچ دردي نمي خورد، اشتباه كرده ايد. مجسمه هايش هر كجا باشند، خالقشان را مي شود شناخت، همانند نقاشي هايش
حسين خسروجردي
نقاشي كه دوران جواني اش با انقلاب همراه بود. مضامين آثارش شهادت، مقاومت و شجاعت است. او در حوزةهنري آغاز به كار كرد و هم اكنون نمايشگاه هايي در خارج از كشور، با عنوان ديجيتال آرت برگزار مي كند
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 19:51 |
لینک
|