پرنده كوچك نقاشي
وقتي به يك نقاشي نگاه مي كنيم و چيزي دربارة نقاش نمي دانيم، براي خودمان تخيل مي كنيم و با نقاشي، تصويري از نقاش در ذهنمان مي كشيم. فرض را بر اين مي گذاريم كه نقاش، دنيا و حال و هوايش را براي ما كشيده و مي توانيم با آثارش به او برسيم. اما بعيد است تخيل مان را به آن جا ببريم تا با ديدن فرم ها و رنگ ها به اين برسيم كه نقاش چقدر فكر مي كند، چطور فكر مي كند، چطور مي پوشد، چطور مي خورد و چطور مي خوابد؟ اصلا اين قضيه اهميت دارد؟
اول همين ماه، نمايشگاهي از تصويرسازي در خانه كاريكاتور ايران برپا بود. رنگ ها و فرم هاي آثار نمايشگاه با آثاري كه در نمايشگاه هاي معمول مي ديدي، فرق داشت. خالق اين آثار، 10 نفر از كودكان استثنايي بهزيستي بودند. در۴۰ اثر اين نمايشگاه كه حاصل دو سال كار اين كودكان بود، مي شد تصاويري از دنيايي خيالي و موجوداتي خلق نشده يافت. همه مي دانيم اين كودكان، همگي براي زندگي روزمرة خود با مشكلات فراواني درگيرند. به گفتة مربي نقاشي شان خانم نياز ضياءبخش، آن ها در ابتداي كار فقط از رنگ هاي تيره يا سياه براي نقاشي استفاده مي كردند. ولي امروز مي شد نگاه شاد و رنگين كودكي را در آثارشان ديد. شايد آن ها با نقاشي، زندگي تازه اي را تجربه كرده اند.
دهان ندارد، اما چشم ها مي گويند دارد لبخند مي زند. اگر به باقي كارها هم دقت كنيد، مي بينيد در همه شان چشم ها و نگاه ها حرف مي زنند. رنگ هاي هم خانوادة پس زمينه كه به تدريج از پايين به بالا كم رنگ مي شوند، ناخودآگاه، حال و هواي خوبي به فضاي اين نقاشي داده اند. انگار يك نفر وسط بيابان و جلوي يك تپه، عكس پرسنلي گرفته
ماهي چهارخانه در آب چهارخانه شنا مي كند. رنگ هاي چهارخانه را نگاه كنيد. شايد نقاش، چيزي از شطرنج نداند، اما در بازي با رنگ، شطرنج باز خوبي است. ماهي، تصوير پاك نشدني ذهن كودك و كودكي است
پرنده رنگ و وارنگ و پر خنده اي است
غم انگيز است. جهان دور و بر، رنگي و پر گل است،
اما انگار كسي وسط آتش مي سوزد. شايد يك جور حكايت ابراهيم و گلستان باشد
اين يك هشت چشم است، نه يك هشت پا. موجودي كه اين همه چشم براي ديدن داشته باشد، طبيعي است كه لب هاي بزرگي براي گفتن و خنديدن داشته باشد
حيواني رنگي كه نمي دانيم چيست، اما قشنگ مي خندد. خطوط رنگي و موج دار پس زمينه هم با دالبرهاي پشت حيوان، هماهنگ است
هر چه كه هست، يك حيوان رنگي است. مثل يك پتوي چهل تكه. اگر اشتباه نكنم، لبخند مي زند
ماهي مغرور رنگين كماني كه صاف ايستاده. تاج قرمزش در برابر سبز پس زمينه، چه خودي نشان مي دهد!
در طول تاريخ، پرتره هاي زيادي از زنان كشيده شده. شايد اين هم فقط يك چهرة معمولي باشد و شايد چهرة مادر يا ...
زرافه بودنش كه زرافه است. اما انگار نقاش، عشق مربع داشته. پس زمينه، مربع؛ تن زرافه، مربع؛ لكه ها مربع...
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 15:35 |
لینک
|