| |||||||||||||
ادامه مطلب
|
کاریکاتور چهره ذره بين دستش است .خوب و دقيق به چهرة آدم ها نگاه مي كند. چهره اي كه ما معمولا آن ها را طوري مي بينيم كه مي شود در يك آينة ساده ديد. ولي فيلتر ذهني يك كاريكاتوريست، پيچيده تر از يك آينة ساده است. او وقتي مي خواهد چهره اي را انعكاس دهد، انگار كسي آدم ها را در يك آينة محدب يا مقعر ديده و بيشتر وقت ها قوانين اين آينه حتي از قاعده هاي طبيعي آينه ها هم تبعيت نمي كند. يك كاريكاتوريست خلاق، طبق قاعده هاي شخصي اش چهرة آدم ها را كج و معوج مي كند. و البته نكته اين جاست كه يك كاريكاتور چهرة خوب، بايد آينه اي باشد كه ما هنوز چهرة منعكس شده در آن را به جا بياوريم. علاوه بر اين كه اين چهره، يك شخصيتِ فقط فيزيكي و جسمي نيست، او بايد تلاش كند تا چهرة دروني آدم ها را در بياورد. مثلا شوخ بودن يا جدي بودن بلاهت يا هوشمندي، سياستمدار بودن و... همه اش را بايد با ديدن كاريكاتور به جا آورد. كاريكاتوريست بايد راز چهره ها را پيدا كند و با هنرش جلوي چشم ما بگذارد. و از آن طرف، كاملا حواسش باشد كه ما شخصيت را به جا بياوريم....
ادامه مطلب
قصة هفتمين دوسالانة بين المللي كاريكاتور تهران هم به سر رسيد. هنوز چند ماهي از سال 84 باقي مانده، اما گفتن اين جمله، زياد سخت نيست كه اين دوسالانه، مهم ترين اتفاق هنري سال 84 بود. اين كه 66 كشور جهان در يك نمايشگاه ايراني شركت كنند، اتفاق كمي نيست. اين را هم اضافه كنيد كه هيأت داوراني كارها را داوري مي كنند كه افرادي مانند ژان مولاتيه كاريكاتوريست مطرح فرانسوي و يوري كوزوبوكين كاريكاتوريست شاخص اوكرايني و ركورددار بردن جايزه هاي كاريكاتور در جهان، در آن حضور دارند. ما ايراني ها علاقة زيادي به اظهارنظرِ آن طرف آبي ها دربارة خودمان داريم. انصافا مهمانان و داوران خارجي اين دوسالانه هم براي پاسخ به اين علاقه، كم نگذاشته اند. مولاتيه در مراسم اختتامية اين دوسالانه گفت: ايران پايتخت كاريكاتور جهان است. كوزوبوكين از نظم و برنامه ريزي دقيق دوسالانه حيرت كرده بود و گفت: چنين نظمي را فقط در دوران سربازي اش تجربه كرده. يان آپ دوبيك بلژيكي هم از تنوع و نوآوري ايراني در زمينة هنر كاريكاتور حرف زد و گفت: هر چند كاريكاتوريست هاي ايراني به شكل حرفه اي با آژانس هاي هنري دنيا در ارتباط نيستند، اما تنوع و نوآوري كارهاي آن ها در دنيا بي نظير است. ژيوكس كاريكاتوريست ايتاليايي هم از اين تنوع، متحير شده بود و مي گفت در دنيا غالبا كاريكاتوريست هاي مطرح، ميانسال هستند و معمولا در كارشان از نوآوري خبري نيست، اما كاريكاتوريست هاي ايراني به خاطر جوان بودنشان راه هاي تازه اي را در كاريكاتور دنيا باز كرده اند.
دوسالانه اختتامية پر و پيماني داشت. از حرف هاي داوران گرفته تا حضور شهردار و معاون وزير و نمايش فيلم ديدني روند دوسالانه. قبل از اين كه برويم سراغ نتيجه ها، بد نيست به يكي از گفته هاي ژان مولاتيه در اختتاميه اشاره كنيم. مولاتيه در ميان حرف هاي جورواجوري كه دربارة ايران و كاريكاتور ايران زد، به كار يك كاريكاتوريست جوان ايراني اشاره كرد. او از همان بالا رو به صدرا بني اسدي جوان ترين كاريكاتوريست شركت كننده در دوسالانه گفت: تو در كارهايت به جايگاهي رسيده اي كه بسياري از كاريكاتوريست هايي كه در ميانسالي هستند، آرزوي رسيدن به آن را دارند.
اسامي برندگان
بخش موضوعي
جايزه بزرگ: ميكائيل كونتوريس (يونان)
نفر اول: لوك درچيما كر (بلژيك)
نفر دوم: كامبير درمبخش (ايران)
نفر سوم: كنستانتين سيوسو (روماني)
لوح تقدير: الكساندر گاتو (ايتاليا)
حسن كريم زاده (ايران)
مانا نيستاني (ايران)
توكا نيستاني (ايران)
بخش آزاد
نفر اول: كاپوستا يانوژ (لهستان)
نفر دوم: كامبيز درمبخش (ايران)
نفر سوم: مهدي علي بيگي (ايران)
لوح تقدير: لاله ضيايي (ايران)
سيدمصطفي جهان بخت (ايران)
محمدامين آقايي (ايران)
بخش چهره
نفر اول: ادوارد باپتيستائو (برزيل)
نفر دوم: مهدي آقاجاني (ايران)
نفر سوم: عثماني سيمانكا (كوبا)
لوح تقدير: گرزگورز ژومفسكي (لهستان)
حسين صافي (ايران)
امين ميلاني (ايران)
|
|
|
|
|
|
۸ هزار دلار
|
|
|
اثر لوك درچيما كر از بلژيك
|
|
اثر امين ميلاني تقدير شده در بخش چهره

در كارهاي مولاتيه با همة اغراق هايي كه وجود دارد، وفاداري به قالب رئاليستي يك چهره ديده مي شود. دخل و تصرف هاي او وفادارانه است و مانند كاريكاتوريست هاي جوان تري مثل كروگر، كمتر قالب شكني دارد. از طرفي در كارهايش از پرداخت انتزاعي و فرمي ويژگي هاي بصري چهره، خبري نيست. ولي با اين حال، كارهاي او در مقام يك شروع كننده يا پيشكسوت، قابل تأمل است.
اين هنرمند 58 سالة فرانسوي براي داوري هفتمين دوسالانة بين المللي كاريكاتور تهران به ايران آمد و همین دیشب رفت.
|
|
|
|
|
|
|
|

مردي كه زياد مي بُرد
چند ماه پيش كه پناپاي كاريكاتوريست اهل روماني به ايران آمد، مدام از يك هنرمند ايراني حرف مي زد. از كاريكاتوريستي كه وقتي به يك جشنواره كار مي دهد، رقابت با او و برنده شدن كار سختي است؛ كارتونيستي كه ايده هاي خوب و كاملا متفاوتي در ذهن اش دارد. اين كاريكاتوريست كسي نبود جز مسعود ضيايي. هنرمند بي سر و صدايي كه در فولادشهر اصفهان نشسته است و فقط كار و كار و كار مي كند و به اين ور و آن ور دنيا مي فرستد. و تقريبا هميشه برنده مي شود. به دست آوردن 46 جايزة بين المللي و داخلي، ضيايي را ركورددار جايزه بين المللي بين نسل جديد كاريكاتوريست هاي ايراني كرده است. برايم كنجكاوي برانگيز بود كه ضيايي از كجا شروع كرده و كارش چطور به اين جا كشيده. او مي گويد: اول از نقاشي شروع كردم. با علاقه نقاشي مي كردم. آن قدر كه ديگر جايي براي نگه داشتن تابلوهايم نداشتم. به فكر نمايش كارهايم افتادم. تابلوهايم را برداشتم، آمدم تهران. رفتم سراغ گالري سيحون. وقتي كارهايم را ديدند، گفتند تا سه سال ديگر وقت نداريم. من گفتم باشد همان تاريخ سه سال بعد را برايم مشخص كنيد. بعد مسؤول گالري گفت: شايد من تا سه سال ديگر مرده باشم و براي آن وقت هم نمي توانم به شما قولي بدهم.
بعد از اين اتفاق ضيايي كم نمي آورد و سراغ كاريكاتور مي رود. هنري كه عرضة آن، كم دردسرتر از نقاشي است. به تدريج كاريكاتور مي كشد و آن را براي مجلات تخصصي و مسابقات جهاني مي فرستد و بعد از مدتي كارهايش مورد توجه قرار مي گيرد. او دربارة ارتباط هنرمند با مخاطبانش نقل قولي از پيكاسو مي آورد و مي گويد: اين هنرمند بزرگ گفته هنر تا زماني زنده است كه مخاطب داشته باشد. و من وقتي با كاريكاتور آشنا شدم، اين حس به من دست داد كه ابزار ارتباطي اي كه مدت ها به دنبالش بودم را پيدا كرده ام. ضيايي سال 80 كتابي از كاريكاتورهايش را با نام كاريكاتورهايي براي هيچ كس منتشر كرده است. اين كاريكاتوريست خلاق ديپلم تجربي دارد و تنها دورة هنري كه گذرانده، دوره هاي عكاسي انجمن سينماي جوان است. او 14 سال است كه كاريكاتور مي كشد.

بازي ضيايي با نشانه ها به شعر تنه مي زند: شباهت ماه و داس آدم را ياد شعر مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو... مي اندازد

فقط مي خواسته يكي باشد كه دست ها را دور شانه هايش بيندازد و بغلش كند. مثل اين مي ماند كه بعضي وقت ها خودمان به خودمان زنگ مي زنيم

هيچ كاريكاتوري ديده ايد كه به اين خوبي رفتن و كنده شدن را نشان داده باشد؟ مرد مي رود و سركلاف هنوز دست زن است و با هر قدم مي شكافد

باد همه را نمي برد

احتمالا بيرون از اين جا هم مرام سگ اش از بقيه بيشتر بوده

شب، شليك به ماه، آسمان سوراخ، ستاره
آسمان خراش يك كلمه است كه تحت الفظي از انگليسي ترجمه شده: ساختمان هايي كه آسمان را خراش مي دهند و حالا در اين كار ابرها را هم سوراخ مي كنند. چقدر خوب اين خراش كشيده شده
اين پدر ژپتو چقدر پينوكيواش را دوست دارد

|
|
ماريوس استراواسكي-لهستان-نفر دوم |



|
|
محمد دژرلك-سيبريه-لوح تقدير
|
|
|
مجيد اميني-ايران- نفر سوم (مشترك)
|
|
|
نكدت ايلماز-تركيه-لوح تقدير
|

اين چهره هاي وسوسه گر
كم تر تخته سياه يا سفيدي است كه در مدرسه يا دانشگاه كاريكاتور چهره استاد يا معلمي را بر روي خودش نديده باشد و كم تر شاگردي است كه وسوسه نشده باشد كاريكاتور چهره معلم يا استادش را بكشد. تصاويري كه گاهي با مهارت و گاهي ناشيانه كشيده مي شوند، اما در هر حالتي نشان دهنده ميل ما براي نشان دادن و برجسته كردن ويژگي هاي دروني آدم هايي است كه سال هاي جواني را با آن ها به سر مي بريم و هميشه كوچك ترين حركت ها و ويژگي هاي شخصيتي شان برايمان جذاب است. مهدي آقاجاني، دانشجوي رشته گرافيك دانشگاه تهران، نمايشگاهي گذاشته است از كاريكاتور چهره استادان دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و خيلي هنرمندانه و خلاقانه به ميل كشيدن چهره استادانش پاسخ داده است. خودش مي گويد در هر گفت و گو و گپ دانشجويي حرف ها و رفتار استادان پاي ثابت بحث است و يك جورهايي هميشه حرف آن ها به ميان مي آيد.
اين اولين نمايشگاه كاريكاتور آقاجاني و اولين تجربه جدي او در اين زمينه است و انصافا در بسياري از جاها توانسته است از پس كاريكاتوري كردن چهره هاي افرادي كه علاوه بر استاد بودن چهره هاي مطرح هنري هم هستند، برآيد. آقاجاني از بين كاريكاتورهاي ايراني از كاريكاتور چهره هاي حسين صافي، دانشجوي سابق همين دانشكده، خوشش مي آيد و از بين خارجي ها هم كارهاي مولاتيه و كروگر را دوست دارد. او مي گويد دوست دارد در كارهايش از واقع گرايي محض دور شود و به يك انتزاع و بيان موجزتر برسد. براي او جالب است كه در بعضي از كارها كاريكاتوريست با چند لكه رنگ و خط به سمت شخصيت سازي حالات شخصيت مي رود. آقاجاني مثل همه كاريكاتوريست هاي چهره دوست دارد هر چهره جديدي را كه مي بيند به طور ناخودآگاه به سمت آناليز كردنش برود و رابطه متقابل چهره آن شخص با حركات و رفتارش را پيدا كند و با كار بر روي چهره اشخاص و دخل و تصرف و اغراق، ساختار صورت، حالات و رفتارشان را نشان دهد.
مهدي آقاجاني اصفهاني است و مثل همه هنرمندان از بچگي به طراحي و كشيدن علاقه داشته است. او در سال دوم دبيرستان به هنرستان هنرهاي زيباي اصفهان مي رود، در سال 82 هم در رشته گرافيك دانشگاه تهران قبول مي شود و همراه با تحصيل، هم كاري حرفه اي خود را با مجلات، روزنامه ها و ناشران ادامه مي دهد. آثار اين هنرمند بيست و يك ساله هفته پيش در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به نمايش درآمد. با هم برگزيده اي از كارهاي او را مي بينيم.







كروگر تا به حال سه كتاب از كارهايش چاپ كرده و كاريكاتورهايش در مجلاتي مثل اشپيگل و پنت هاوس و يو اس اي تودي به چاپ رسيده است. اخيرا هم او روي طرح ها ي نقاشي متحرك كار مي كند. به گفته منتقد نشريه تايمز لندن، كروگر در به دام انداختن ذات و جوهره شخصيت ها با كاريكاتور قدرت بي نظيري دارد.
سباستين كروگر به سال 1963، در هملين آلمان به دنيا آمد. او نقاشي و هنرهاي گرافيك خواند و خيلي زود خودش را به عنوان يك كاريكاتوريست، تصويرساز و نقاش تثبيت كرد. با هم به چند نمونه از كارهاي اين كاريكاتوريست پركار و خلاق نگاه مي كنيم.



|
|
|
جك نيكلسون |
|
|
|
مارلون براندو |
|
|
|
آل پاچينو |
|
|
|
سيلوستر استالونه
|

آن ها نگاهت را عوض می کنند

ویلیام فاکنر

صادق هدایت

فردریش نیچه

فرانک زاپا

اینگمار برگمان

هاروید لورد

مائو

هلموت کهل

شاه
هفته گذشته کارهای سید میثم موسوی در خانه کاریکاتور به نمایش گذاشته شد. موسوی با توجه و بی توجه به سن اش دستی قوی در طراحی و تصویرسازی دارد و برخورد خلاقه اش با تصویر مثال زدنی است. با این هنرمند آتیه دار و جوان گپی زدیم که با هم می خوانیم.
1- 20 سالمه و متولد 1363 در تهران هستم. دیپلم تجربی ام را که گرفتم مدتی رفتم دانشگاه و رشته مدیریت بازرگانی خواندم. بعد هم دانشگاه را ول کردم و شغل های مختلفی را امتحان کردم. حالا هم برای نشریات مختلف و کتاب های کودک و نوجوان تصویرسازی می کنم.
2- این نمایشگاه، اولین نمایشگاه من بود. مجموعه ای از کاریکاتورهای چهره و تصویرسازی هایی که برای مجلات کار کرده ام. البته کاریکاتور موضوعی در نمایشگاه نگذاشته بودم.
3- درست نمی دانم از کی شروع کردم کاریکاتور بکشم ولی آن قدر می دانم که علاقه مندی ام به کاریکاتور با دیدن تصاویر مجله طنز و کاریکاتور شروع شد. کارهایی در آن جا می دیدم که واقعا هوس میکردم از رویشان کپی کنم.
4- بله همان طور که می گویید در کارهایم تکنیک طراحی متنوع است. البته تجربه کردن تنها لذتی است که مرا وادار به کار کردن می کند، ولی انتخاب تکنیک ها به صورت آگاهانه صورت گرفته. سعی میکنم با توجه به خصوصیاتی که از شخصیت مورد نظرم میدانم روش کار کردن را انتخاب کنم. مثلا یک شخصیت سیاسی با یک نویسنده خیلی فرق دارد و من سعی می کنم این تفاوت را با خطوطی که برای کشیدن آنها به کار میبرم نشان بدهم.
5- خیلی از کاریکاتوریست های خوب هستند که واقعا نگاه آدم به زندگی را عوض میکنند اما برای من اردشیر محصص، رولاند توپور، فرانسیسکو گویا، کاردون، ژان گورمه لن و آندره فرانسوا از بقیه تاثیرگذارتر بوده اند. البته من علاقه شدیدی به نقاشی های قهوه خانه ای و چاپ های سنگی دوره قاجاره دارم و به نظر من این آثار شاهکارند.
6- من کار حرفه ای با نشریات را در نشریه رشد و در کنار دو نفر ازکسانی که به کاهایشان علاقه دارم یعنی آقای صلواتیان و و طلایی شروع کردم و هنوز هم به این کار ادامه می دهم.








