تبليغاتX
هنر
رضا مختاری

 

آدم بزرگ‌ها  


لي لي پوتي هاي قصة گاليور را حتما مي شناسيد. آدم كوچولوهايي كه همه چيزشان از لحاظ آدم بودن به گاليور مي رفت جز ابعادشان. غول هايي هم كه بعدش گاليور به تورشان خورد، همين طور بودند. حالا تصورش را بكنيد، يك نفر بيايد مجسمة آدم هايي را بسازد كه به شدت واقعي به نظر مي رسند، با اين تفاوت كه بعضي شان اندازة غول  هستند و بعضي هاشان كوچك تر از ابعاد آدم هاي معمولي. و تازه اگر كوتوله ها يا غول هاي قصه ها به خاطر لباس يا سرو وضعشان با آدم هاي معمولي فرق داشتند، اين مجسمه ها كاملا شكل آدم هاي امروزي باشند و حتي لباس و مدل مو و كفش شان درست شبيه خود ما باشد. ران موئك در سال 1997 زحمت اين كار را كشيد. اين عروسك ساز، مجسمه اي ساخت به نام پدر مرده كه ابعادش دو سوم ابعاد يك آدم معمولي بود و مردي مرده را نشان مي داد كه دراز به دراز افتاده. موئك براي واقع نمايي اين كار تا آن جا پيش  رفته بود كه موهاي خودش را روي سر اثر كاشته بود. او توجه خيلي ها را با اين كارش جلب كرد و اين عملا آغاز كار او به عنوان يك هنرمند بود. بعدها به كارش ادامه داد و كارهايي چون زن حامله، پسر، ماسك هاي يك و دو، فرشته و... را ساخت.  

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 15:17 | لینک  | 

از هارلم تا شاهزاده كاشي ها   

 

محمدعلي بني اسدي تا چند وقت پيش، يك مثلث كامل بود. نقاش، تصويرگر، كاريكاتوريست؛ نقاش صاحب سبكي كه در نسل خودش جايش محكم بود، تصويرگري پركار كه رئيس انجمن تصويرگران كتاب كودك بود، و كاريكاتوريستي هنرمند كه كاريكاتوريست ها به داوري هفتمين دوسالانة بين المللي كاريكاتور تهران انتخاب اش كردند. مثلث بني اسدي با مجسمه هايي كه در خانه هنرمندان در كنار نقاشي ها و طراحي هايش به نمايش گذاشت، مربع شد. پاپيه ماشه هاي بني اسدي كه تركيبي از كاغذ و سيم و چسب و... بودند اين تصور را زنده مي كردند كه تصاوير ذهني نقاش تاب سطح را نياورده و در سه بعد تجسم پيدا كرده اند. رنگ هاي اين حجم ها تزئيني نبود، گذاشتني بود و جا به جا، مي شد در آن ها رد پاي يك نقاش كه به رنگ پيله مي كند را پيدا كرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 17:44 | لینک  | 

 
گياهان دارويي و زوج هاي خوشبخت

 
020043.jpg
قبل از اين كه به دوران هنر مدرن برسيم، بينندة يك اثر هنري، اين حق را داشت كه بپرسد اين چيه؟ آدم ها از همان اول هم جهان هنر را انعكاسي از جهان بيرون مي دانسته اند و دنبال ردپاي دنياي بيرون در جهان اثر مي گشته اند. به خصوص وقتي به مجسمه سازي مي رسيم، اين قضيه شديدتر مي شود؛ هر چند هنرمندان بسياري فقط به خلق متنوع حجم هاي جديد فكر مي كنند و دغدغة تجربه حجمي آدم ها را دارند. چند وقت پيش ابوالفضل شاهي مجسمه هايش را به نمايش گذاشته بود. اسم اين نمايشگاه، گياهان دارويي و زوج هاي خوشبخت بود. تقريبا اكثر كارهاي او اسم داشت و به بيننده كمك مي كرد تا بفهمد اين حجم شبيه چيست، يا قبلا شبيه آن را كجا تجربه كرده است. كارها اغلب شان فلزي بودند. شاهي دليل رفتنش به طرف فلز را ماندگاري آن مي داند و به خاطر شكنندگي جنس هاي ديگر، آن را به آن ها ترجيح مي دهد. ابوالفضل شاهي جايزة منتقدين چهارمين دو سالانة مجسمه را برده، گرافيست ثابت يك انتشارات است و چند كتاب كوچك هم چاپ كرده. اين هنرمند۳۰ ساله، دربارة تنوع كارهايش مي گويد: اگر قلم داشته باشم، مي نويسم و اگر دستگاه جوش باشد، جوش مي دهم. با ابوالفضل شاهي دربارة كارهايش، كنار كارهايش گپ زدم.

 

020151.jpg

ـ اين هم كه شازده كوچولو است.
ـ شايد يك شازده كوچولو ي ايراني باشد. من اشياي سنتي را خيلي دوست دارم. شال شازده هم همان ميخ هايي است كه معمولا براي نصب اين دركوب ها روي درهاي چوبي ازش استفاده مي شود. به همين خاطر، اين دو تا خوب كنار هم نشسته اند

 
020145.jpg
ـ چرا اسم اين كار را گذاشتي پرندة جنوب ؟
ـ يك مجسمه ساز انگليسي، مجسمه اي در ابعاد خيلي بزرگ درست كرده كه خيلي با شكوه است. اسمش را هم گذاشته پرندة شمال. من هم پرندة جنوب را درست كردم.
ـ اين اثر با اين اسم خيلي انرژي پيدا كرده.
ـ يك جورهايي اگر اسم نداشت، كار الكن مي شد


 

020154.jpg
ـ اين اسمش چيه؟
ـ يك مرد با زنش.
ـ حتما بايد اسم برايش مي گذاشتي؟
ـ به مخاطب كمك مي كرد. من به قابليت هاي فرمي و هنري كار فكر مي كردم و از طرفي مي خواستم براي بيننده، مبهم نباشد

 
020157.jpg
ـ اين كار اسمش چيه؟
ـ پدربزرگ و مادربزرگم . يكي از اين دوك ها مال پدربزرگم بود. پدربزرگم شَعرباف بود.شعر، يك جور پارچه است كه با دستگاه سنتي بافته مي شد.
ـ خيلي ها ممكن است بپرسند اين كه نشد كار هنري.
ـ من فكر مي كنم كار هنري الزامي ندارد پرمشقت باشد. بيشتر، نگاه مهم است. اين جا انتخاب و كنار هم گذاشتن است كه بايد هنرمندانه باشد

 
020166.jpg
ـ اسم اين كار چيه؟
ـ اين كار اسم ندارد. اين يك قطعة فلزي بود كه تا مدت ها كنار مغازة آهنگري پدرم افتاده بود. يك جورهايي پير شده بود، ولي باز هم اميد اين بود كه جوانه بزند. اسم برايش نگذاشتم. اما خودم را ياد اين شعر سعدي مي اندازد:
به شير بود مگر شور عشق سعدي را
كه پيرگشت و تغير در او نمي آيد

 
020160.jpg
ـ اين خيلي شبيه شغال شده.
ـ بعضي ها هم مي گويند شبيه خرگوش است.
ـ اسم رويش نگذاشتي؟
ـ نه. گفتم كار، خودش روي پاي خودش ايستاده و بيننده را درگير مي كند و اسم نمي خواهد

 
020148.jpg
ـ اين كار هم كه بي نام است.
ـ حس خودم نسبت به اين كار، اين است كه قاب مي خواهد محدود كند، اما اين شاخه ها از قاب بيرون زده اند. مي خواستم اسمش را مثلا بگذارم آزادي ، ولي ديدم خوب نمي شود
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 3:12 | لینک  | 

 

012693.jpg

 

زيبايي در سه بعد

 

اگر ادعاي نقاشي، كشيدن هنر در دو بعد و استفاده از خطوط و رنگ ها باشد، ادعاي يك اثر حجمي هنري، مجسم كردن هنر در سه بعد است. معمولا هم در نقاشي و هم در حجم سازي، آدم ها سراغ محيط اطراف شان مي روند. نقاشي هاي روي غارها به هر دليل كه كشيده شده باشند، پاي ثابت شان آدم ها و حيوانات هستند. مجسمه ها هم چه نقش ديني و آييني داشته باشند و چه استفاده ديگري از آن ها شده باشد، معمولا شكل و شمايلي انساني دارند. اما نگاه امروزي تر به مجسمه سازي و نقاشي، پيشنهاد خلق شكل هاي متنوع تري از حجم و تصوير را مي دهد. اثر حجمي هنري، ديگر محدود به ساختن دقيق يك چهره يا هيكل نمي شود و دست هنرمند را بازتر مي گذارد؛ به اضافه اين كه جنس هاي متنوعي هم براي ساختن به او پيشنهاد مي كند. از طرفي وقتي يك اثر، سه بعدي مي شود، بيننده از زاويه هاي مختلف مي تواند به اثر نگاه كند و حس هاي تازه اي به خاطر گسترش فضايي اثر به او دست مي دهد. بعضي مجسمه ها، اشياء بيروني را تقليد مي كنند و ما را ياد چيزي مي اندازند. بعضي مجسمه ها هم فرم هاي اطراف را در شكل تازه اي بازسازي مي كنند و بعضي سعي مي كنند حجم تازه اي درست كنند. بعضي، عناصر حجمي مختلف را با هم تلفيق مي كنند و همه شان سعي مي كنند يك تجربه حجمي را در ذهن ما زنده كنند و يا از تجربه اي كه ما نسبت به حجم ها داريم، براي تاثير گذاري استفاده كنند.

 

 

012699.jpg


يكي از مجموعه پاپيه ماشه هاي رضا لواساني. مجموعه آثار او به خاطر استفاده از الگوهاي اساطيري و ارائه شكل جديدي از آن با استفاده خلاقه از مواد و تكنيك، برنده تنديس، لوح افتخار و جايزه نقدي دوسالانه شد

 

 

012696.jpg

اين اثر ستاره بريراني از برگزيدگان فرهنگستان هنر در دوسالانه مجسمه است


 

012705.jpg

فرم، اثر حميدرضا حكيمي. به اين اثر به خاطر استفاده از تكنولوژي در ايجاد سريع اثر با توجه به قابليت ارتباطي آن با محيط از طرف سازمان زيباسازي شهر تهران جايزه داده شد

 


012708.jpg

 

012702.jpg

بدون عنوان (سنگ، آب، آهن) اثر عبدالناصر گيو. اين اثر به خاطر استفاده مبتكرانه از عناصر طبيعي و مصنوعي و تلفيق آن ها در فضايي خيال انگيز، برنده تنديس و لوح افتخار و جايزه نقدي دوسالانه شد

 

 

012681.jpg

اين اثر بدون عنوان، كار ابوالفضل شاهي است. منتقدان به خاطر نگاه صميمي و صادقانه به مجسمه سازي و موفقيت در خلق اثر با گيرايي بالا به اين اثر جايزه داده اند

012687.jpg

بدون عنوان، اثر محمدحسين عماد. اين اثر به خاطر به دست آوردن شيوه اي كاملا پنهان و تركيب انديشمندانه جنس ها مورد توجه منتقدان قرار گرفته است

012690.jpg

عاشق شرقي، اثر كريم نصر. برگزيده منتقدان به خاطر رويكرد محتوايي و خلق اثر با توان اساطيري و ارتباط تكنيك با محتواي شاعرانه

 

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 14:1 | لینک  | 

008214.jpg

 
مجسمه هاي كاغذي 

فرشيد مثقالي براي كودكان ديروز نام آشنايي است. تصويرگري هاي او، خاطرات خواندن و ديدن در سال هاي كودكي را براي خيلي ها زنده نگه داشته است؛ ماهي سياه كوچولو ، پسرك چشم آبي ، مارمولك اتاق من ، عمو نوروز و جمشيد شاه از كتاب هايي هستند كه تصاويرشان كار فرشيد مثقالي است. البته شهرت مثقالي به ايران محدود نمي شود. او در سال 47 و در 25 سالگي برنده جايزه اول دوسالانه بولونيا شد و بعدها در سال 53 به خاطر مجموعه تصويرگري هايش براي كتاب هاي كودكان، جايزه هانس كريستين اندرسن را از آن خود كرد. جايزه اي كه در عرصه ادبيات و كتاب هاي كودكان به قدر نوبل ارزش دارد و معتبرترين جايزه جهاني در زمينه تصويرگري كتاب هاي كودكان است؛ و تازه به جز اين ها فرشيد مثقالي موفق شده است 10 جايزه معتبر جهاني ديگر را نيز در زمينه گرافيك، انيميشن و تصويرگري كتاب كودك به دست آورد. او از هنرمنداني است كه پا به پاي ديجيتالي شدن ابزار كار هنري پيش رفته و طراح و تهيه كننده چند مولتي مديا (چند رسانه اي) هم هست.
چند وقت پيش، نگارخانه گلستان مجموعه اي از پاپيه ماشه ها يا مجسمه هاي كاغذي مثقالي را به نمايش گذاشته بود؛ نمونه هايي ديدني از حجم سازي با خمير كاغذ كه بخش ديگري از توانايي هاي اين هنرمند خلاق را پيش چشم بيننده مي گذاشت.
پيش از اين كه نمونه اي از آثار به نمايش درآمده مثقالي را ببينيم، اين را هم بگوييم كه وي متولد سال 1322 در اصفهان است؛ او در سال 1339 ديپلم گرفته و در رشته نقاشي دانشگاه تهران قبول شده است. مثقالي سال هايي را هم در پاريس، كاليفرنيا و سان فرانسيسكو به سربرده و به نقاشي، مجسمه سازي، توليد مولتي مديا و ساخت فضاهاي ويرچوال رياليتي(واقعيت مجازي) مشغول بوده است. 

                                                                       

008175.jpg

008169.jpg

008241.jpg

                                                            

008193.jpg

008235.jpg

008247.jpg

                                                                    

008223.jpg

 

008256.jpg

008181.jpg

008196.jpg

008190.jpg

 


 

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 3:47 | لینک  |