
جاي پوسترها فقط در ديوار نيست. هر سال سالانه، دو سالانه و سه سالانه هاي مختلفي در دنيا برگزار مي شود كه در آن ها گرافيست ها هنرنمايي مي كنند.
اين نمايشگاه ها جايزه هاي پر و پيماني دارند و البته خوبي شان هم اين است كه معمولا گرافيست هايي از چهار گوشة دنيا در آن شركت مي كنند و تقريبا با مروري بر نمايشگاه مي شود ديد كه دنياي گرافيك دست كيست. جشنواره اي كه در گالري اين هفته چند تا از كارهايش را برايتان انتخاب كرده ايم، سه سالانة پوستر توياماي ژاپن است. اين جشنواره به طور سه سالانه برگزار مي شود و جزو جشنواره هاي معتبر پوستر به حساب مي آيد. برگزاركنندة اين جشنواره، موزه هاي هنري مدرن شهر توياماي ژاپن است و شركت كنندگان مي توانسته اند در دو بخش پوسترهاي چاپ شده و چاپ نشده شركت كنند. در اين دوره از اين سه سالانه، 52 كشور شركت كرده اند كه از ايران، 8 اثر به بخش چاپ شده و 17 تا هم به بخش چاپ نشده راه پيدا كرده اند....
|
ادامه مطلب

طراح گرافيك: مرگ
هنر، كاري كردن است. ايجاد چيزي كه تا پيش از اين نبوده. هنر، تكان دادن است. جابه جا كردن است. هنرمند جا به جا مي كند. هنرمندي هست كه كارش جا به جا مي كند و هنرمندي كه هم خودش و هم كارش، جا به جا كننده اند. مرتضي مميز، هنرمندي از اين دست است. بود. جمعه شب 4 آذر به 5 نكشيده بود كه نبود. رضا عابديني مي گويد: مميز اگر رئيس سنديكاي تاكسي داران هم مي شد، تاكسي داري ايران، تحولي اساسي پيدا مي كرد.
زمان مرگ، دو ماه بود كه مميز پا به هفتاد سالگي گذاشته بود.

آخرین امپراتور
مرتضي مميز را پدر گرافيك ايران ناميده اند مميز در تاريخ هنر ايران يك بنيان گذار و هماهنگ كننده است او از شروع كننده ها و آخرين نفر از نسل اولين هاست.

مميز ، مميز است
رضا عابدینی
درست يادم نيست كه اولين بار چه زماني با كارهاي مميز آشنا شدم، اما اولين كار او كه روي من تاثير گذاشت موقعي بود كه 13 يا 14 سالم بود. مميز پوستر معروفي دارد كه آن را براي نخستين نمايشگاه گرافيك آسيا طراحي كرده و هيچ وقت هم اين پوستر توزيع نشد. اين كار تصوير شيشه مركبي است كه درش برداشته شده و يك شعله از آن بيرون زده است.
من اين پوستر را در كتابخانه هنرستان ديدم. آن روزها دوران كسادي كار گرافيك ايران بود. انقلاب شده بود و كسي چندان دغدغه كار جدي گرافيكي نداشت. البته من قبل ترش مميز را به عنوان يك هنرمند مي شناختم. گروه هاي آوان گارد هنري اي بودند كه مميز خودش در آن ها شركت داشت و با آن ها كار مي كرد. بنابراين قبل از شناخت مميز گرافيست من در همان كتابخانه با مميز هنرمند و منتقد هنري آشنا شده بودم.
اولين برخورد من با مرتضي مميز
آن روزها من براي بنياد سينمايي فارابي كار مي كردم. هم بروشور كار مي كردم و هم روي گرافيك فصلنامه فارابي نظارت داشتم. مجله براي آدم هاي مختلفي فرستاده مي شد و يكي از آن ها مرتضي مميز بود. يك روز نشسته بود توي فارابي، تلفن زنگ زد. دوستي كه بايد گوشي را برمي داشت دستش بند بود و به من گفت گوشي را بردارم، ديدم آقاي مميز است. هول شدم. گفت: آقاي فلاني هستند؟ گفتم: نه چند دقيقه ديگر مي آيند. گفت: شما كي هستيد؟ گفتم: من عابديني ام. گفت: همون پسري نيستي كه اين مجله ها و بروشور ها را مي بندي براي فارابي؟ گفتم: چرا، شما هم مي بينيد؟ گفت: آره پس چي، همه رو مي بينم. گفتم: خيلي ممنون. گفت: آقا من يه نصيحتي مي خواستم به شما بكنم. گفتم: به چه عالي، بفرماييد. گفت: تو كارت خيلي دقيقه، اما انگار گرفتاري و كارهات خيلي شبيه منه. تازه اون هايي هم كه شبيه كار من نيست شبيه كار فرشيد مثقاليه. عين جمله اش اين بود كه تو بايد سعي كني از شر من و مثقالي راحت شوي. خداحافظي كرديم. هيچ كس تا آن موقع به من نگفته بود كه همچين مصيبتي در كارهايم وجود دارد. خودم هم اين را مي دانستم، ولي مثل اين بود كه آدم يك بيماري را اهميت نمي دهد و دوست ندارد به آن فكر كند و منتظر است تا بعد خودش خوب شود. فهميدم قضيه واضح و روشن است كه اين آقا خودش دارد اين طوري مي گويد و اگر بقيه چيزي نگفته اند مال اين است كه تعارف كرده اند. به اين نتيجه رسيدم براي آن كه يك گرافيست جدي گرفته شود بايد لهجه خودش را پيدا كند.

مميز حاصل يك شرايط است
مميز حاصل يك دوره سرمايه گذاري فرهنگي است و نمي شود او را صرفا به عنوان يك فرد بررسي كرد. مميز با گروه هايي كار كرده است و با كساني حشر و نشر داشته كه در روند كاري او تاثير بسيار زيادي داشته اند. هنوز هم يكي از صميمي ترين و نزديك ترين افراد به مميز و كسي كه مميز درباره كار و زندگي اش با او حرف مي زند عباس كيارستمي است. اين ها با هم داد و ستد ذهني دارند يا كيارستمي وقتي مي خواهد تيتراژ بسازد نظر مميز برايش اهميت دارد و يا مثلا سهراب شهيد ثالث براي فيلمش به مميز سفارش پوستر مي داد و اين خيلي فرق دارد تا اين كه سفارش دهنده كار تو بقال سركوچه باشد كه از فرهنگ، هنر و گرافيك چيزي نمي داند. در دوره اي كه مميز با كتاب هفته كار مي كند اين تيم بر روي او تاثير دارند. من در حال حاضر نويسنده هاي بسياري را مي شناسم كه ممكن است به لحاظ ادبي داراي جايگاه بالايي باشند، ولي از هنرهاي تجسمي چيزي نمي دانند يا ممكن است سينماگر خوبي باشد، اما سواد تجسمي او زياد نيست. به خانه اش كه مي روي طراحي و چيدمان خانه اش با يك آدمي كه چلوكبابي دارد فرقي نمي كند. وقتي سفارش دهنده تو چندبعدي باشد به شدت بر روي كار تاثير مي گذارد و حتي در پيشرفت گرافيست تاثير مي گذارد. مميز كتابخانه بزرگي دارد. در اين كتابخانه علاوه بر كتاب هاي خودش و كتاب هاي كلاسيك به كتاب هايي برمي خوري كه نويسندگاني كه كارشان را طراحي كرده به او هديه داده اند. كتاب هايي كه در حوزه هاي مختلف اند و اين بر روي فضاي كاري يك گرافيست تاثير مي گذارد و به چندبعدي شدنش كمك مي كند.

مميز خيلي طبيعي ايراني است
مميز هيچ وقت از ايران مهاجرت نكرد. او در دن يا آدم شناخته شده اي است و مي توانست خارج از كشور بهترين موقعيت ها را به دست آورد، اما نوع كاركردنش هم طوري است كه مي توانست در سطحي كه در خورش باشد كار كند، اما نرفت. مميز خيلي طبيعي ايراني است. در خانه اش عكس مجسمه هاي هخامنشي را هم نگه نمي دارد، اما ايراني است. با آن كه خيلي زود توانسته تجربه زندگي و تحصيل كردن در غرب را داشته باشد، اما علايق ايراني دارد. او با آن كه دوستان فرنگي زيادي دارد، اما رابطه اش با آن ها از پايين به بالا نيست، بلكه رو در روست. يادم مي آيد با يكي از بزرگان گرافيك دنيا سر يك ميز نشسته بود. وقتي او داشت حرف مي زد مميز مدام موضوع را عوض مي كرد و حرف ديگري مي زد. او حرف هاي تئوريك مي زد و مميز حال بچه هايش را مي پرسيد و سراغ خانه اي كه قرار بود بخرد را مي گرفت. من گفتم: چرا وسط حرفش مي پريد؟ مميز گفت: خيلي حرف مي زند، حوصله ام را سر برد. همه اين ها را خود ما هم بلديم. چنين اعتماد به نفسي را در برخورد با خارجي ها در كم تر كسي ديده ام. معمولا ما تا چشم مان به يك آدم معروف خارجي مي افتد سريع جو زده مي شويم. دقيقا مثل قضيه شون پن كه به ايران آمده بود.

مميز و سنديكاي تاكسي داران
مميز آدم پيشتازي است. خيلي چيزها به وسيله او به وجود آمده اند كه قبل از او هيچ گونه تعريفي نداشته اند. پيش از مميز در حوزه حرفه اي كار گرافيكي تعريف نداشت و شغل گرافيست به رسميت شناخته نشده بود. حتي در مجلات هم جايگاهي به نام مدير هنري يا طراح گرافيك تعريفي نشده بود و حتي نام گرافيست در شناسنامه نمي آمد. مميز به خاطر تلخي اش باعث رنجش خيلي ها شده است و مثل هر آدم ديگري اشتباه هم كرده است، اما هيچ كس نمي تواند منكر تاثيرگذاري و جديت او در كارش شود. در حوزه گرافيك مميز يكه تاز بوده است. كسي نيامده به او بگويد فلان كار را بكن. اين خود او بوده كه به نتيجه مي رسيده كاري را بكند و آن كار را هم انجام مي داده است. مميز شخصيتي قوي، جلورونده و حل كننده دارد. او هميشه دنبال راه حل هاي مختلف و اجرا كردن ايده هايش مي رود. او درجا كار مي كند. وقتي قرار بر انجام كاري مي شود اين طور نيست كه بگويد هفته بعد راجع به آن فكر مي كنيم. بلافاصله به راه حل فكر مي كند و درست يا غلط آن را انجام مي دهد. مميز اگر حتي مسوول سنديكاي تاكسي داران هم مي شد تاكسي داري در ايران دچار تحولي جدي مي شد.

مميز يك انجمن ساز قوي است
او در تاسيس انجمن هاي زيادي دست داشته است. يكي از كارهايي كه در اين چند سال خيلي روي آن متمركز شد تاسيس انجمن طراحان گرافيك بود. مميز توانايي اين را دارد كه آدم ها را جمع كند و به هر كس كاري بسپارد. بازتاب تاسيس اين انجمن در خارج از ايران خيلي زياد بود. خيلي از كشورهاي پيشرفته دنيا نتوانسته اند همچين انجمني داشته باشند. انجمن به گرافيست ها خيلي كمك كرده است تا كارشان را پيش ببرند و از طرفي اين كار باعث به رسميت شناخته شدن شغل گرافيست بودن در ايران شده است.
مميز يك شخصيت هنري است
برايم جالب است كه وقتي هيات برگزاركنندگان دوسالانه نقاشي، مميز را به عنوان داور انتخاب مي كنند، نقاشان اعتراض نمي كنند و اين نشان مي دهد كه مميز در هنر تجسمي ما جايگاه بزرگي دارد و صرفا يك گرافيست يا استاد دانشگاه تهران نيست.

مميز خوره گرافيك است
مميز نه فقط در ايران بلكه در دنيا تمام سوراخ سمبه ها را به دنبال گرافيك سرك كشيده است. يك بار مي خواست دفتر كار يا خانه اش را عوض كند. كارهاي زيادي ريخته بود روي زمين. يكي از لوله هاي پوسترها را باز كردم، ديدم از اين پوسترهايي است كه توي خيابان مثلا دكه هاي روزنامه فروشي دارن د. ع كس هنرپيشه ها يا اين خانم هاي خوشگل است. پرس يدم اين ها را براي چي جمع كرده ايد؟ گفت: اين ها بالاخره در ايران چاپ شده؛ نگه داشته ام تا شايد چيزي درباره شان بنويسم. يكي ديگر را ب رداشتم؛ مجموعه اي از تمثال امام ها بود؛ از آن قديمي هايش گرفته تا اين جديدي ها و اين ها همه كنار پوسترهايي بود كه در لهستان كه مركز گرافيك جدي جهان هم بوده نمي تواني آن ها را پيدا كني. و حتي اين پوسترهاي ناياب امضا شده بود. از مميز پرسيدم اين ها را از كجا آورده ايد؟ گفت: از خود طرف گرفته ام و يا مثلا وقتي چند سال پيش يكي از گرافيست هاي بزرگ دنيا درگذشته بود مميز از ملاقات خودش با او برايم گفت. مميز در جواني يك ضرب پا شده بود با كارهايش رفته بود خانه اين هنرمند در پاريس، گفته بود من يك گرافيست ايراني ام، اين هم كارهام. طرف اول زياد تحويل نگرفته بود، چون آن دوران تصور مغشوشي از ايران داشتند و مميز برايش توضيح داده بود كه او دولتي نيست و كارش ربطي به شاه ندارد. خلاصه او كارهاي مميز را ديده و به ارزش كارش رسيده بود و به راحتي معرف او براي عضويت در انجمن بين المللي طراحان گرافيك دنيا شده بود.

مميز خوش مشرب است
مميز با تمام سخت گيري هايش وقتي پاي كار در ميان نباشد آدم خوش مشربي است. فرض كن اگر كسي به عنوان يك دانشجوي جوان مهمانش باشد، براي او كمال احترام را قايل است. يادم مي آيد وقتي به عنوان يك بچه جغله گرافيست رفتم پيش اش اين طور نبود كه من حرفم را بزنم و او كارش را بكند. كارش را رها مي كرد، پا مي شد مي آمد سر ميز و حتي چاي هم برايم مي ريخت و خوب به حرف هايم گوش مي داد.
مميز و تاثير
يك روز درباره كپي كردن به من گفت: يكي از راه هايي كه مي شود تشخيص داد يك نفر هوش گرافيكي دارد يا نه اين است كه ببيني از چه كسي كپي مي كند. بايد از كپي كردن درس بگيري، به خصوص در سني كه سن تجربه كردن است. كارهاي مشهور مميز در كتاب هفته، خيلي هايش تحت تاثير طراحي هاي گرافيست هاي شرقي است و روش تاثيرپذيري او از آن ها را مي توان پيدا كرد.

مميز شاخك هاي تيزي دارد
مميز با هوشمندي كشف كرده است كه در دنيا چه مي گذرد. او فقط چشمش به ايران و دم دستش نبوده است. او در زمان خودش نوع برجسته گرافيك را در دنيا پيدا كرده است و اين باعث شده هم در ايران و هم در دنيا مقبوليت پيدا كند. ذهن قوي و شخصيت خاص او باعث شد در دوره اي كه كارگرافيكي با محدوديت تكنولوژيكي بسيار زيادي مواجه بوده است او بتواند با همان امكانات محدود آثار ارزشمندي خلق كند.
مميز آدم مقتدري است
مميز حرف حرف خودش است. حالا خواه درست، خواه غلط. چيزي كه به ذهنش مي رسد همين است كه هست. اگر خلافش صحبت كني تقريبا موضوع منتفي مي شود، مگر موضوعي باشد كه راجع به آن چيزي نمي داند و آن وقت كمي به تو اعتماد مي كند و البته اين رفتار در بسياري از دوره ها تاثير مثبت داشته و اثرگذار بوده است، اما امروز فكر نمي كنم ديگر جواب بدهد.

مميز مقدس نيست
مميز مثل هر آدم ديگري اشتباه هم مي كند و علاوه بر اين، او آدمي است كه سبك فردي خودش را دارد و بقيه نيز بايد به شيوه كاري خودشان برسند. اشتباه است كه كار مميز بدل به معياري براي ارزشيابي ديگران باشد. سال ها آثار او به ملاكي براي كار گرافيكي تبديل شده بود و يا بايد شبيه او كار مي كردي يا كار نمي كردي. مميز خودش از كپي كردن كارهايش خوشش نمي آيد، اما چندان هم براي رفع اين مشكل دغدغه اي نداشت.
نشانه هاي مميز



|
شركت سايپا
|




شهرداري اصفهان
مان هنر نو
1000 اثر از100 گرافيست در مجمتمع هنري مان هنر نو به نمايش گذاشته شده است. اين نمايشگاه در دو بخش گرافيك فرهنگي و گرافيك تجاري برگزار مي شود و در زمينه پوسترهاي فرهنگي كارهاي طراحاني كه دسترسي به اصل كارشان امكانپذير نبوده بر روي ورقه هاي آلومينيومي در ابعاد 100*70 بازسازي گرديده است. آثار ميلتون گليزر و پوسترهاي مكتب لهستان و آثاري از كشورهاي ژاپن، چين، آلمان، سوئيس جزو آثاري بازسازي شده هستند. علاوه بر اين، آثار نهادهاي فعال در زمينه گرافيك هم در اين نمايشگاه به تماشا گذاشته شده است. كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، موزه هنرهاي معاصر و بنياد سينمايي فارابي از جمله اين نهادها هستند.
در بخش گرافيك تجاري نمونه كارهاي بسته بندي، طراحي جلد، صفحات ماهنامه و روزنامه، آگهيهاي چاپي و محيطي، عرضه اطلاعات شهري، انواع بروشور و كاتالوگ و كارت مناسبتهاي مختلف به نمايش گذاشته شده است.
در راستاي همين برنامه مان هنر نو هر چهارشنبه راس ساعت 7 نمايش فيلمي هم با موضوعات وابسته و كاربردي گرافيك برگزار ميكند.
شما هر روز ميتوانيد تا 24 خردادماه بين ساعت 3 تا 8 بعدازظهر از اين نمايشگاه به نشاني خيابان شريعتي، بالاتر از پل صدر، خيابان سهيل، پلاك 33 ديدن كنيد.
چهلمين نمايشگاه انفرادي
چهلمين نمايشگاه انفرادي نقاشي "حسين محجوبي" نقاش پيش كسوت كشورمان در مركز فرهنگي هنري صبا برپاست.
" حسين محجوبي" ايام كودكي و نوجواني را در لاهيجان گذرانده و در سال 1329 براي ادامه تحصيلات متوسط به دبيرستان البرز تهران آمده است . بعدها هم از دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران , در سال 1338 فارغ التحصيل شده . از آن سالها علاوه بر نقاشي و خط نقاشي , در عرصه معماري و پارك سازي و فضاي سبز فعاليت داشته و بيش از نيم قرن است كه به كار هنر مشغول است. محجوبي در ده ها نمايشگاه جمعي و اختصاصي همراه با نقاشان ايران و جهان شركت كرده است كه از جمله آنها مي توان به نمايشگاه هايي در نگارخانه سيروس پاريس، نگارخانه هاي سن پل و بنسگون استكهلم، نگارخانه شهر ويسبادن آلمان، انجمن فرهنگي فرانسه، نگارخانه آناهيتا در آمريكا، نگارخانه سيحون و... اشاره كرد.
نمايشگاه مروري بر آثار" حسين محجوبي" تا 27 ارديبهشت ماه در مركز فرهنگي هنري صبا برپاست و شما ميتوانيد همه روزه از ساعت 10 الي 19 به نگارخانه صبا واقع در ميدان فلسطين،خيابان طالقاني، خيابان برادران مظفر , شماره 53 سر بزنيد.
شهروز نظري
نگارخانه هما( تلفن 2055629)
نگارخانه هما نقاشي هاي شهروز نظري نقاش و منتقد هنري را به نمايش گذاشته است. در كارت دعوت اين نمايشگاه متن متفاوتي از ابولفضل شاهي چاپ شده است. قبل از اين كه اين متن را برايتان بياوريم اين را بگوييم كه شما تا 4 خرداد ماه ميتوانيد براي ديدن اين نقاشي ها از ساعت 4 تا 8 بعدازظهر به نگارخانه هما سر بزنيد.
"اگر تو به نقشي، بردرخشي. بدون ماني، چه دودماني؟ آن بوي خوش، دود داغ ماست كه در دماغ شماست. داغ عجزمان در تغيير. داغ غريبي در قريبي. داغ ترك مان كردن كساني كه دوستشان داشتيم. تشنه گان بوديم، حال در آب دنبال خشكي گشته گانيم. نبوديم. بود شديدم. حال نه بوديم، نه نبوديم. آهاي ما گمشده ايم. ما فرهنگ را حافظيم تا سعدي بماند. تا قبل و بعدي بماند. آهاي صداي ما را مي شنويد؟ ادبيات ما را مي فهماند، هنر ما را مي درخشاند. بدون اين دو، تانك تاريخ از ما رد شده بود. واي چه بد شده بود. اين تانك جلو گل هاي قالي ترمز مي كند، قناري مي شود چه چه مي زند. ما با آتش نقاشي ، تاريكي تان را روشن مي كنيم. ما آتشبانانيم."
نمايشگاه معرق شاهنامه
فرهنگسراي هنر
نمايشگاه معرق ليلا رضايي با عنوان شاهنامه فردوسي در فرهنگسراي هنر برپا شده است. در اين نمايشگاه ١٦ اثر در ابعاد ٧٠×١٠٠ سانتيمتر به شيوه جديد سبك پارسي و با تكنيك تمام چوب ارائه شده است. خانم رضايي مؤسس اولين آموزشگاه معرق ويژه بانوان در تهران است و كتاب مرجع معرق كاري را با عنوان افق هنر معرق براي اولين بار به چاپ رسانده است. رضايي از شاگردان فرشچيان در هنر مينياتور است و در كارنامه هنري خود برگزاري چندين نمايشگاه در داخل و خارج از كشور را دارد.
شما ميتوانيد تا روز ٢٦ ارديبهشت، همه روزه از ساعت ٩ الي ١٨ به فرهنگ سراي هنر واقع در خيابان شريعتي، خيابان جلفا مراجعه كنيد.

عباس كيارستمي ، زيپولي و سفيد برفي
نگارخانه قبائيان
نگارخانه قبائيان نمايشگاه يك ماههاي از عكس هاي عباس كيارستمي و ريكارو زيپولي برپا كرده است. اين نمايشگاه 20 ارديبهشت ماه شروع شده و تا 19 خرداد ماه ادامه دارد. آثار " زيپولي" با عنوان "تا شقايق هست" به نمايش در آمده و از 50 قطعه عكس از مناظر ايراني است تشكيل شده است
" زيپولي" قبلا اشعار" عباس كيارستمي" را به زبان ايتاليايي ترجمه كرده است و يك ايرانشناس ايتاليايي است. پس از نمايشگاه زيپولي از 5 تا 19 خرداد , نمايشگاه عكس "عباس كيارستمي" با عنوان" سفيد برفي" برگزار خواهد شد كه مجموعه عكس هاي او از برف را در بر مي گيرد و شامل 50 قطعه عكس است . همزمان با برگزاري اين دو نمايشگاه كتابي از اشعار" سهراب سپهري" با ترجمه "زيپولي " ,توسط ناشري ايراني منتشر خواهد شد و مجموعه عكس هاي "كيارستمي "در اين نمايشگاه با عنوان" سفيد برفي" به چاپ خواهد رسيد .
شما براي بازديد از اين نمايشگاه مي توانيد از ساعت 11 تا 7 بعد از ظهر , به خيابان شهيد لواساني (فرمانيه ), جنب شهروند , پلاك 112 مراجعه كنيد .




