تبليغاتX
هنر
رضا مختاری

مهم این است که وسط ماجرا باشی

 

۲


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 20:43 | لینک  | 

 

 

 

ديدن به صيغه جمع

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 0:20 | لینک  | 

تن های تنها

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 5:5 | لینک  | 


 
شكار در كسري از ثانيه
 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 18:12 | لینک  | 

قدم زدن خارج از قاب
 

 
تصاوير متحرك سينما وابستگي شديدي به تصاوير ثابت عكاسي دارند. روي بيلبوردها، توي مطبوعات يا داخل بورد سينماها مي شود عكس هايي را ديد كه با تصوير ثابت از فيلم به ما خبر مي دهند و اولين خاطرة تصويري از فيلم را در ذهن بيننده شكل مي دهند. تصاويري كه برخلاف پردة سينما، به خاطر ثابت بودنشان مي شود مدت ها به آن ها خيره شد و نگاه شان كرد. عكاسان هميشه پاي ثابت فيلم ها  هستند. تعريف كارشان هم اين است كه از دريچة دوربينشان ببينند آن چه را دوربين فيلم قرار است بعدها توي سينما نشان دهد.
به بهانة نمايشگاه عكس هاي فيلم محمدرضا شريفي نيا سراغش رفتيم. او در جواب سؤال شريفي نيا را چه به عكاسي فيلم؟ از تجربيات عكاسي اش مي گويد... 
 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 11:8 | لینک  | 

 
رنگ هاي ناديده 57

024666.jpg


انقلاب شد. 27 سال است. از آن روزها عكس ها و فيلم ها مانده اند. فقط با آن ها مي توانيم حوادث و آدم هاي آن روزها را ببينيم يا به ياد بياوريم.
مارس 2005 در شهر ونكوور كانادا نمايشگاه عكسي برپا شد با عنوان عكس هاي منتشر نشده اي از انقلاب ايران. عكاس اين عكس ها اكبر ناظمي بود. كسي كه سال 57 وقتي در آلمان مشغول تحصيل بوده، خبر اعتراض هاي مردمي در ايران را از شبكه هاي خبري آن طرف آب مي شنود. بلافاصله از مرز بازرگان به ايران مي آيد. آن وقت ها 28 سالش بوده. فيلم رنگي، گران است و عكاس جوان، ته كاست فيلم هاي رفقاي فيلمسازش را بر مي دارد و با آن ها عكس مي گيرد. حاصل كار، مي شود 4000 قطعه عكس از انقلاب. در آن اوضاع، عكاسي چندان كار راحتي هم نبوده. عكاسان روزنامه هايي مثل كيهان و اطلاعات و آيندگان، كارت داشته اند و كساني كه خودشان عكس مي گرفته اند، از دو طرف مورد سوء ظن بوده اند. تظاهركنندگان فكر مي كرده اند آن ها نفوذي اند و نيروهاي امنيتي هم به خاطر مجوز نداشتن، اجازة عكاسي نمي داده اند. اعتماد مردم با حضور مداوم عكاس جلب مي شود. از آن طرف، مأمورين گير  مي داده اند و اين وسط، عكاس در اوضاع بد، نگاتيوهايش را به زن هاي چادري مي داده تا مخفي كنند و بعد از آن ها مي گرفته. يا وقت هايي كه در بازرسي حكومت نظامي، دوربين ها را مي گشته اند، نگاتيوها را لاي درز و دورز ديوار مي گذاشته تا فردا بردارد و ظاهر و چاپشان كند. بعد هم كه چاپ مي شده اند، آن ها را كنار هم روي مقوا مي چسبانده و جلوي دانشكده ها و دانشگاه قرار مي داده تا مردم را از حوادث انقلاب باخبر كند.
اكبر ناظمي، سال 67 از ايران مهاجرت مي كند و حالا بعد از 17 سال، در ايران حضور حرفه اي پيدا كرده است. او اواخر اين ماه، قرار است عكس هايش را در نگارخانه بهزاد به نمايش بگذارد و دارد مقدمات كارگرداني دو فيلم سينمايي را فراهم مي كند. با او دربارة خودش و محل عكس ها گپ زديم.
نشاني سايت اكبر ناظمي
 
024606.jpg
يك جوان براي تظاهرات روز بعد تراكت پخش مي كند

 
 
024642.jpg
 

اين خانم نگران دارد تراكت ها را مرتب مي كند تا مقدمات يك اتفاق فراهم شود

 

024636.jpg
امام در فرودگاه مهرآباد در جمع استقبال كنندگان
 
024648.jpg
مردم پس از تسخير پادگان ها

 
024618.jpg
مردم، دفترهاي ساواك يا دفاتر وابسته به آن را آتش مي زنند. محل اين اتفاق، نزديكي هاي دروازه دولت است

 
024627.jpg
اين ساختمان معروف، در خيابان آزادي قرار گرفته
گذشته از هر چيز، درستي كار مهندس اش را نشان مي دهد!
 

 
024657.jpg
دوتا مشروب فروشي بزرگ توي لاله زار كه ملت، آتشش زدند
 
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 20:12 | لینک  | 

 
به انتخاب غول

جواد منتظري
معمول است وقتي سال ميلادي رو به اتمام است و يا تمام مي شود، بهترين هاي هر شاخه اي معرفي مي شوند. بخش عكس هاي مطبوعاتي و خبري هم از اين قاعده بيرون نيست. دو هفته پيش چند عكس از عكس هاي برگزيده سال 2005 مجله تايم را برايتان چاپ كرديم. اين بار هم بهترين هاي عكس هاي سال 2005 به انتخاب وب سايت خبري ام.اس.ان.بي.سي را برايتان داريم. وب سايتي كه متعلق به غول كامپيوتري دنيا، شركت مايكروسافت است و صاحبي چون بيل گيتس بر آن دست دارد. در ميان اين عكس ها عكسي از مرتضي نيكو بذل مطلق نيز انتخاب شده است. او عكاس خبرگزاري رويترز در ايران است.


 

023616.jpg
پياده روي زمستاني، تهران، 7 فوريه
يك نفر در ميان برف زمستاني در ميدان آزادي
عكس: مرتضي نيكو بذل‎/ رويترز
نيكوبذل عكاسي را در دانشگاه آزاد اسلامي آموخته است. اگر چه او مدت مديدي نيست كه به عكاسي خبري روي آورده، اما به كارگيري ايده هايي كه پيشتر در عكاسي داشته است، عكس هايش را متفاوت با ديگر همكارانمان در اين شاخة عكاسي كرده است. استفادة به جا و بهره گيري مناسب از فرم، نور، كادر بندي هاي دقيق و محكم و توجه به اصول گرافيكي ساختمان تصوير، اين شانس را به او داده تا بسياري وقت ها از سوژه هاي معمولي، عكس هاي خوبي بيرون بكشد

 
023613.jpg
نمايش يادبود، روسيه، 30 جولاي
ميگ هاي 29 روسيه به يادبود شصتمين سال پيروزي در جنگ  جهاني  دوم در 40 كيلومتري مسكو در نمايش هوايي خود اين گونه پهنة آسمان را نقاشي مي كنند
عكس: ماكسيم مارمور‎/ اي اف پي گتي ايمجز

 
023601.jpg
 
نت هاي تختخوابي، اسلواكي، 22 ژوئن
نوزادان تازه متولد شده در يك زايشگاه خصوصي در شرق اسلواكي به موسيقي موتسارت و ويوالدي گوش مي دهند. به اعتقاد مسؤولين اين بيمارستان، اين موسيقي به كودكان در سازگار كردن خود با محيط خارج از رحم كمك مي كند
عكس: فرانتيسك ايوان‎/ اي اف پي-گتي ايمجز
 

 
023628.jpg
قحطي در نيجر، نيجر، 29 ژوئن
يك كودك كه دچار سوءتغذيه شده، در يك مركز خيرية غذارساني كه توسط پزشكان بدون مرز راه اندازي شده خوابيده است. هزاران نفر بر اثر گرسنگي، پيش از درو محصول در نيجر، جان خود را از دست مي دهند‎/ عكس: فينبار اريلي‎/ رويترز

 
023619.jpg
قربانيان خشكسالي در آمازون، 18 اكتبر
يك مرد در ميان ماهيان مردة ناشي از خشكسالي، در منطقه آمازون در برزيل پارو مي زند
عكس: مارسيو سيلوا‎/ آژانس استادو آسوشييتدپرس

 
023625.jpg
 
مناجات راهبان بودايي، ويتنام، 9 اكتبر
راهبان بودايي بر آبشار پونگور در ويتنام، مناجات مي  كنند. اين آبشارِ تقريبا 40 متري و هفت طبقه كه به بهشت معروف است، نه تنها محلي براي مناجات بوديست هاست، بلكه توريست هاي بسياري را از دور و نزديك به خود جلب مي كند
عكس: دانگ انگو‎/ زوما پرس

 
023631.jpg
ترن از خط خارج شده، كاليفرنيا، 5 آوريل
قطار باري شركت يونيون پاسيفيك در ايالت كاليفرنيا از خط خارج شد و 200 گالن مواد سوختي قابل اشتعال به بيرون درز كرد. در پي اين حادثه۲۵۰، تن از مردم عادي، مجبور به ترك محل سكونت خود شدند‎/ عكس: اريك ريد‎/ مجله سان

 
023604.jpg
صورتحساب دو قبضه، آلمان، 13 آوريل
يك پليكان كه همزمان، دارد دو ماهي را مي بلعد، در پارك وحشي در شهر هامبورگ
عكس: كي نيتفلد‎/ EPA- سيپاپرس
 

 
023610.jpg
گريز آتشين، بصره 19 سپتامبر
جورج لانگ، گروهبان انگليسي، از بمب آتش زايي كه توسط مردم خشمگين در شهر بصره به تانكش پرتاب شده، فرار مي كند. او دچار سوختگي كمي شد و چند ساعت بعد به سر كارش برگشت
عكس: عاطف حسن‎/ رويترز
 

 
023607.jpg
نجات سگ، انتاريو، 28 مارس
يك عضو تيم نجات، عازم كمك به سگ چهار ساله اي است كه بر اثر شكستن يخ سطح رودخانه اي در انتاريو، در آب گير افتاده است
عكس: يان مك آلپين‎/ كينگستون ويگ استاندارد
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 19:52 | لینک  | 

 
آن ها ما را شكار مي كنند
 
در مجلات معتبر دنيا، عكس، تزئيني صرف براي مطالب نيست. عكاس، خودش عضوي از تحريريه است. تصويري كه او از اتفاقات روز مي دهد، گاهي بيشتر از مطالبي كه روزنامه نگاران از آن اتفاق تهيه مي كنند، تأثيرمي گذارد.
مجلة تايم، هر سال، برگزيده اي از عكس هايي را كه در طول سال در مجله به چاپ رسانده است، چاپ مي كند. اين عكس ها اغلب توسط عكاسان تايم يا به سفارش مجله تايم گرفته شده اند. در مقدمه اي كه دربارة اين عكس ها نوشته شده، به نقل از سوزان سانتاگ نويسندة فقيد آمريكايي آمده است: «نوشته ها به ما كمك مي  كنند بفهميم. اما عكس ها كار ديگري مي كنند. آن ها ما را شكار مي كنند.» عكس هاي گالري اين هفته از بين 24 تصوير برگزيده انتخاب شده اند و فرصتي است تا بخشي از عكس هاي خبري اين مجله را در سال 2005 ببينيم
 
 

 
022542.jpg
نگاه پشت شيشه
موصل، شمال عراق. يك سرباز نيروهاي عملياتي ارتش آمريكا در گشت خود، از مقابل يك مغازة سلماني عبور مي كند
عكس از توماس دوورژاك ـ تايم

 
022551.jpg
سردخانه اي موقت
تالوآپا، تايلند. پزشكان براي جلوگيري از فاسد شدن اجساد قربانيان سونامي، آن ها را به اين معبد منتقل مي كردند و رويشان را با يخ خشك مي پوشاندند.
عكس از آندره وونگ

 
022560.jpg
مصائب دختر خردسال
اين خانواده از طوفان جان سالم به در برده اند، تنها يك ماه پس از آن كه كاترينا شرق آمريكا را درنورديد
عكس از اروس هاگلند ـ تايم

 
022539.jpg
آب همه چيز را برد
پس از سونامي: يك زن اهل بانداآچه روي بقاياي خانه اش نشسته است و ضجه مي زند
عكس از فيليپ بلن كينسوپ ـ از آژانس فرانسوي عكس

 
022563.jpg
آب همه جا را فرا گرفته است
اليسين فيلدز، نيواورلئان. جسد اين قرباني طوفان كاترينا روي سيلاب شناور است و به تقاطع نزديك مي شود. زماني اين  جا شلوغ ترين محلة نيواورلئان بود
عكس از توماس دوورژاك ـ مگنوم

 
022545.jpg
فرانسه در آتش
خشم مهاجران در شهرك هاي فقيرنشين پاريس و چند شهر ديگر، بالاخره منفجر شد و سه هفته اين كشور را به آشوب كشاند. جوانان، هر شب، خودروها و خانه ها را به آتش مي كشيدند.
عكس از اريك تراورس ـ SIPA

 
022566.jpg
رنگ بنفش
انتخابات عراق - عكس از فرانكو پاگتي

 
022557.jpg
 
آب و آتش
نيواورلئان، پس از طوفان كاترينا. در اين شهر مي شد ساختمان هايي را پيدا كرد كه از طوفان سهمگين نيواورلئان جان به در برده اند. اما يك شنبة پس از طوفان، آتش از محله هاي اطراف سرايت كرد و هر چه مانده بود را خاكستر كرد. آتش را بي خانمان ها براي گرم شدن خودشان روشن كرده بودند
عكس از توماس دوورژاك ـ مگنوم

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 15:37 | لینک  | 

 
قصه بي بهانه جنگ
 
محمدرضا شاهرخي نژاد
جنگ مي تواند موضوع نقاشي، سينما و تئاتر باشد. تمام هنرها جنگ را بازخواني و بازسازي مي كنند، اما عكس، حكايت ديگري دارد. عكس جنگ، خود جنگ است. اين جا آدم ها اداي درد را درنمي آورند. زخم ها واقعي اند. رنج  ها واقعي اند. شهامت واقعي است و بالاتر از همه، مرگ حقيقي است. عكس جنگ، بخشي از تاريخ است كه فراموش نمي شود.
اگر قرار بود براي هر كدام از آدم  هايي كه در جنگ بر خاك افتادند، يك روز صحبت كنيم، به تعداد روزهايي كه از پايان جنگ گذشته است، زمان لازم بود. تنها چيزي كه از آن دوران به ياد مي آوريم، تعدادي كوچه و خيابان است كه به نام آن هاست و فقط در هفتة آخر شهريور هر سال، يادمان مي افتد كه روزگاري جنگي هم درگرفت. چندي پيش، محمد فرنود عكس هاي جنگ اش را بي هيچ بهانه اي در خانه هنرمندان به نمايش گذاشت. عكس هاي فرنود، طوري چيده شده بود كه تكه هاي مختلف جنگ را از پشت جبهه تا خط مقدم و باز پشت جبهه روايت مي كرد.
محمد فرنود، سي سال است كه عكس مي گيرد. براي او دوربين عكاسي، ابزاري است جهت ثبت وقايع تاريخ و جنبة كاركردي عكس را بر وجه هنري اش ترجيح مي  دهد. عكس هاي جنگ او، چنان تكانت مي  دهد كه گمان مي  كني زمين دارد مي لرزد.

021618.jpg
 
شما بوديد، تحمل اين همه درد را داشتيد؟ محمد فرنود، دربارة اين عكس مي گويد: هلي كوپتر مي آمد و زخمي ها را مي برد. با هر بار نشستن اش خاك بلند مي شد و بر صورت زخمي ها مي نشست

 
021603.jpg
روز اعزام. زن اشك مي ريزد. مرد، پرتقال را در دست گرفته و بو مي كند چاره نيست بايد دل كند

 
021612.jpg
جنگ، اول از همه، آوارگي دارد. مردهايشان رفته اند بجنگند و تنها پناه بچه ها، مادران اند راستي حالا چه مي كنند و اگر از جنگ جان به در برده باشند، كجايند؟

 
021609.jpg
به نگاهشان نگاه كنيد. آن ها عزمشان جزم است. اين عكس از اعزام نيروها به جبهه گرفته شده اما حماسي ترين عكس جنگ است

 
021615.jpg
سرباز عراقي. فرنود مي گويد داشتند خاكش مي كردند

 
021600.jpg
پدر، مادر، فرزند

 
021606.jpg
اين عكس سكوت دارد ساختمان ساكت است و آن پاييني ها هم سفيد

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 15:33 | لینک  | 

 
 
كاوه دوباره جايزه داد
018963.jpg
عكاسي خبري ايران، از نام كاوه گلستان جدا نيست. جنگ و انقلاب، دو حادثة خطرباري بودند كه با چشم گلستان، لحظه هاي نابي از آن ها را ديديم. گلستان با دوربينش مي نوشت و راوي لايه هاي پنهان و ناديدة جامعة ما بود. كاوه گلستان در 1329 به دنيا آمد. با تهية گزارش تصويري از جنگ داخلي ايرلند براي روزنامه كيهان، وارد مطبوعات شد و در دوران انقلاب و جنگ، نه تنها در ايران، بلكه در تمام دنيا به شهرت رسيد. او در سال 1358 براي مجموعه عكس هايش از جنگ عراق و ايران، جايزة معتبر كاپا را گرفت و بعد از آن، عكاس تعداد زيادي از خبرگزاري هاي دنيا شد. در سيزدهم فروردين 1382 كاوه گلستان در حال عكاسي از جنگ عراق، رفت روي مين و كشته شد. بعد از مرگ كاوه، در سال 83 به پيشنهاد و همت جمعي از عكاسان و خانواده گلستان، جايزه اي سالانه به نام او ترتيب داده شد. امسال براي بار دوم، فراخوان اين جايزه اعلام شد و شنبه 14 آبان، اسامي برندگان و راه يافتگان به اين مسابقه اعلام و مسابقه در سه بخش تك عكس، گزارش تصويري و استعدادهاي جوان (18 تا 30 سال) برگزار شد. در بخش تك عكس، محسن صالحي در بخش گزارش تصويري، اميد صالحي براي گزارش تصويري با نام پروژة سميه و حسين سليمان زاده براي گزارش تصويري با عنوان قتل در ديباجي جنوبي برگزيده شدند. در بخش استعداد جوان هم مهدي قاسمي انتخاب شد. هيأت داوران در حوزة گزارش تصويري به سپيده شاهوردي، تورج خامنه زاده، مهرانه آتشي، بهنام صديقي، عباس كوثري و سامان اقوامي، و در زمينة تك عكس خبري به حسن قائدي، نصرالله حاجي، حميد فروتن، امير خلوصي و محمدرضا علي مددي تقديرنامه دادند و از عيسي صحابه، جوان ترين عكاسي كه در مسابقه شركت كرده بود هم تقدير شد.
داوري دومين دورة جايزه سالانه عكاسي مطبوعاتي كاوه گلستان را رخشان بني اعتماد كارگردان سينما، يونس شكرخواه متخصص علوم ارتباطات، كامران جبرئيلي عكاس و دبير عكس خبرگزاري آسوشيتدپرس در حوزة خليج  فارس، حسن سربخشيان عكاس و خانم جيهان عمار معاون دبير بخش عكس آژانس فرانس پرس
018834.jpg
 
اثرمريم جماليان. مترو پله هايي دارد كه بارها از آن، بالا و پايين رفته ايم. اما عكاس، عكسي گرفته كه انگار كسي از جهاني به جهاني ديگر مي رود. اين عكس ازمجموعة مترو انتخاب شده

 
018840.jpg
دبستان- باران آمده و بازي، حالي مي دهد. تركيب عجيب و زيبايي دارد اين عكس. انگار كه زمين خيس با وسعتي كه دارد، دنياي شاد كودكي را نشان مي دهد. اين عكس يكي از مجموعه عكس هاي سپيده شاهوردي است كه از آن تقدير شد

 
018864.jpg
كاپيتان مي رود و گربه ها به ما نگاه مي كنند. انگار دستگاه عجيبي كه در دست عكاس است، برايشان كنجكاوي برانگيز است. اين عكس، بخشي از گزارش تصويري تورج خامنه زاده با عنوان كاپيتان مهدي است كه از آن تقدير شد

 
018828.jpg
اين يكي از عكس هاي گزارش تصويري مهرانه آتشي است. عنوان اين گزارش تصويري، حجت الاسلام قهرمان است

 
018855.jpg
آزادي اثرسامان اقوامي
بالا رفتن از آزادي، كار سختي است. بازي خطوط منحني و رو به بالا رفتن خطوط و حتي نگاه مرد، خبر از صعود مي دهد. آبي لباس مرد هم در برابر سفيدي، خودي نشان مي دهد

 
018852.jpg
اين عكس از گزارش تصويري قتل در ديباجي جنوبي انتخاب شده كه امسال برندة جايزه كاوه شد. عكاس اين عكس، حسين سلمان زاده است

 
018849.jpg
در رشت، بد برفي باريد و تبديل به اتفاق سال شد. ارتفاع برف، آن قدر است كه رفتگان هم انگار دوباره مدفون شده اند. اين، يكي از عكس هاي گزارش تصويري برف رشت اثرمحمدحسن اميني است

 
018846.jpg
رستگاري عاشورا
اثرسميه ايماني
از ميان حجم سياه،  يك چشم نگاهمان مي كند. سفيدي چهرة زن، وسط سياهي  كه باقي عكس را پر كرده، به تمركز مي دهد و حس معنوي عكس را بيشتر مي كند
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 3:10 | لینک  | 

 
 
از قوس بتن تا چشم شمايل
 

فرهنگ،تمدن،دين . سه تا كلمه آخر تيتر هميشه با هم در تعامل اند و خطوط مختلفي هست كه از هر كدام مي شود با جهت هاي مختلف به ديگري رسيد. چند وقت پيش، مؤسسة فرهنگي هنري مكعب هنر، فراخواني داد كه عكاسان، عكس هايشان را دربارة تعامل بين فرهنگ، تمدن و دين به دبيرخانه اين جشنواره بفرستند.
اين جشنواره، بخشي با محوريت اسلام دارد و بخش هاي حاشيه اي اعياد و سنن اقليت هاي ديني هم از ديگر بخش هاي آن هستند. از ميان آثار فرستاده شده۱۰۰، اثر به نمايشگاه راه  يافتند. مدير جشنواره، محمدرضا كمره اي است و آثار را افشين شاهرودي، محمد ستاري و دكتر تسليمي  داوري كرده اند. از اتفاق هاي خوب اين جشنواره چاپ كتاب آثار راه يافته به جشنواره است. معرفي برندگان نيز همراه با برگزاري اختتاميه در روز 12 آبان 84 خواهد بود.
قرار است اين جشنواره، سال آينده در حوزه هاي فيلم كوتاه، مقاله و شعر برگزار شود. نمايشگاه عكس هاي راه يافته به جشنواره تا 12 آبان در مركز فرهنگي هنري صبا برپاست.
016839.jpg
اثر مريم بخشي
قوس بتني، صف نمازگزاران را قاب گرفته. رنگ خاكي قوس، روشنايي صف را دوچندان كرده. در عين حال، كماني بودنش حس ايستادگان را متمركز و مكرر مي كند
016809.jpg
اثر عليرضا عطارياني
چشم اسب، عروس قرمز پوش، گسترة آبي آسماني و دست ها. خطوط و رنگ هاي پر سر و صدايي دارد اين تصوير
016830.jpg
اثر حسين بهرامي
آجرها، حفره هاي پنجره، قوس ها و خطوط موازي، و دوچرخه اي كه ناگهان مي پيچد و هماهنگي و آرامش فضا را در هم مي ريزد. كاش دوچرخه سوار واضح تر بود
016845.jpg
اثر مريم بخشي
آن بالايي ها در آب ادامه پيدا كرده اند و عبور عابر مشكي پوش به حس و حال بالايي ها  جان داده است
016860.jpg
اثر سعيد صادقي
گاو سرستون تخت جمشيد با تمام شكستگي هايش، هنوز نگاه مي كند. انگار هنوز زنده است؛ مثل حركت ابرها
016821.jpg
اثر فرخ حنيف نژاد
معصوميت شمايل و صورت پسر، بي طرفانه كنار هم نشسته اند. چشم ها، ابرو و خطوط مورب، هنرمندانه تركيب شده اند
016854.jpg
اثر سارا نيروبخش
دست دعانويسي شده و جاي پا در پس زمينه. عكاسي از دست نوشته شده، آدم را ياد كارهاي شيرين نشاط
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 3:6 | لینک  | 

مرگ، كليك، زندگي

اگر يك دوربين دستتان بدهند و بگويند برويد با مجوز و خيال راحت از خيابان عكس بگيريد، حتم دارم كه مضطرب مي شويد. حالا اگر بگويند گوشه اي از دنيا جنگ شده، يا نه فقط يك درگيري داخلي است، مجوز هم به تو مي دهيم، برو عكس بگير. اين بار كار از يك اضطراب ساده به ترس مي كشد. ترس از مرگ. بعد تصورش را بكنيد يك پاي اين جنگ، كشور خود شما باشد. يك پاي مرگ و خون، هموطن خود شما باشد، همشهري خود شما باشد، هم محله اي خود شما باشد. باز قضيه سخت تر مي شود. عكاسان زيادي بوده اند كه از جنگ هاي بزرگ دنيا عكس گرفته اند و با عكس شان كار هزار مقاله و گزارش را كرده اند. لحظه هايي را ثبت كرده اند كه دست جنايت را رو كرده. و خيلي هايشان سر اين كار جان داده اند. جنگ ما هم جنگ دشواري بود. و كار عكاسان جنگ ما هم سخت. وقتي صداي زوزة خمپاره را مي شنوي، بايد بخوابي؛ حتي اگر مجهزترين اسلحه ها هم دستت باشد. ولي عكاس جنگ با آن كه فقط يك دوربين دستش است، در چنين موقعيتي نمي خوابد. در چنين لحظه اي از چشم دوربين كه جزئي از بدنش شده، به صحنه نگاه مي كند. تا ثبت كند. تا هنرمندانه ثبت كند. عكاس جنگ، پابه پاي آن ها كه مي جنگند، پيش مي رود و گاه يكي از آن ها مي شود و يا به راستي يكي از آن هاست. فقط به جاي تفنگ، دوربين دارد و به جاي فشنگ، فيلم. از اولين لحظات جنگ، عكاسان ايراني با نگاه هاي مختلف و عقايد متفاوت به سمت ثبت تجاوز و مقاومت هموطنانشان مقابل اين تجاوز رفتند. آن ها لحظات آن هايي را كه مي جنگيدند، ابدي كردند و خودشان هم تا اسارت و يا شهادت پيش رفتند. عكس هاي گالري اين هفته، فقط نگاه كوچكي است به جنگ و جسارت و از خودگذشتگي عكاسان جنگ.

 

015741.jpg
كاوه گلستان

هشت سال تمام، از درون دوربين به مرگ نگاه كردم و مبارزه عليه مرگ و اين كه انسان براي رهايي و ادامة زندگي چه كار مي كند. من دنبال لحظات ناب بودم. مسألة مرگ و برخورد انسان با آن. برخورد جوانان با مرگ و اين كه چطور حاضرند مرگ را بپذيرند تا به يك فكر والاتر برسند. اين ها گفته هاي كاوه گلستان است. كمي كه به عكس دقت كنيد، دشواري گرفتن چنين عكسي را بيشتر درك مي كنيد. كاوه گلستان سال 82 در حال تهيه فيلم خبري جنگ عراق و آمريكا، رفت روي مين و كليك.

 

015771.jpg
سعيد صادقي

او از فرط خستگي خوابيده. اين عكس از اعضاي گروه شناسايي گرفته شده كه كارشان به دست آوردن اطلاعات اوليه براي عمليات است. اين جا ديگر عكاس جدا از كساني كه مي جنگند، نيست. او خود، يكي از آن هاست. تاريخ اين عكس، سال 61 است و محل آن، محور فكه. عمليات هم عمليات والفجر مقدماتي است كه به گفتة عكاس، بر اثر خيانت، عمليات لو مي رود و صدها نفر قتل عام شدند.

 

015738.jpg
سعيد جان بزرگي

مرگ با حملة شيميايي، طوري است كه انگار آدم ها در يك لحظه تصويرشان فيكس شده. عكس هاي سعيد جان بزرگي از حلبچه، يكي از تلخ ترين تصويرهاي جنايات جنگي است. جان  بزرگي از لحظات اولية جنگ با دوربينش لحظه هاي جنگ تحميلي را ثبت كرد. او در خاطراتش مي نويسد: با خودم مي گفتم لحظات ثبت شده توسط دوربين من باعث خواهد شد تا مردم دور دست در مورد مرداني كه سال هاي جواني شان را دستخوش شعله هاي نبرد سنگين زرهي كرده اند، بينديشند. و به اين باور رسيدم كه آدم هاي درون قاب تصوير من هرگز نخواهند مرد و من به آنان عمر جاودان خواهم بخشيد. جان بزرگي بر اثر جراحت هاي جنگ در 21تيرماه 81 پرید.

015768.jpg
بهمن جلالي

اين عكس را شايد زياد ديده باشيد و برايتان سؤال برانگيز باشد. بهمن جلالي دربارة اين عكس اش مي گويد: روز 4 خرداد 61 با رزمندگان وارد خرمشهر شدم. من در شهري قدم مي زدم كه ديگر نبود. ساعت ها در بلوارها، كانال ها و سنگرهاي شهر راه رفتم و از تكه تكة شهر عكس گرفتم. قدم به قدم مي شد بوي مقاومت مردم را استنشاق كرد. دو روز بعد، اين صحنه را ديدم. بي اختيار ياد آن مجسمه ساز آمريكايي افتادم كه كاديلاك هاي قديمي را روي پايه اي از بتن فرو مي كرد و مي گذاشت وسط ميدان هاي شهر. اما در اين شهر، ماشين ها كاشته شده بودند تا جلوي ورود چتربازان دشمن را به خرمشهر بگيرند.

 

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 2:21 | لینک  | 

 

012033.jpg
مرگ: 11 مرداد، 2 اوت 2004

پرتره سخت تر از همه است

ترجمه: حبيبه جعفريان

- عكاسي از هنرپيشه ها را دوست ندارم. آن ها پز مي گيرند. (البته او از سه هنرپيشه عكس گرفت: همفري بوگارت، ادري هپبورن و مريلين مونرو)
- من در يك پرتره ، دنبال سكوت آن آدم هستم.


ساموئل بکت


- ده هزار عكس اول تان، بدترين هايش هستند.
- به خود عكاسي علاقه ندارم، فقط مي خواهم تكه كوچكي از واقعيت را ثبت كنم.
درباره عكس كه مي گيريد قبل يا بعدش فكر كنيد نه در طول عكاسي. راز اين است كه زمان را از دست ندهيد.
- اين كه عكس خوب است يا نه از لحظه اي است كه توي دوربين ثبت شده.
- سخت ترين چيز براي من گرفتن پرتره است؛ مجبوري سعي كني دوربين را بين پوست طرف و پيرهنش بگذاري.


ازرا پاند


- تركيبي هيجان انگيز از احساس و هندسه؛ با هم و در يك لحظه واحد. اين آن امكان دوربين عكاسي است كه مرا سر شوق مي آورد.
- از من مي پرسند عكس هايت را چطور مي گيري؟ اين سوال بيشتر يك جور چيستان است. نمي دانم. مهم هم نيست.


جیاکومتی(محسمه ساز ایتالیایی)

برسون از مصاحبه خوشش نمي آمد، مي گفت هميشه همان سوال ها را مي پرسند و تو همان جواب ها را مي دهي، اما او معروف ترين عكاس دنيا بود و همه مي خواستند بدانند چه طور عكس مي گيرد؟ چرا عكس مي گيرد؟ برسون زندگي پرماجرايي هم داشت. در فرانسه به دنيا آمد، اما بيشتر عمرش را در سفر بود؛ هند، مكزيك، شرق دور، آفريقا، كوبا و امريكا. در جنگ اسپانيا مجروح شد و در جنگ جهاني دوم به زندان نازي ها افتاد. به هند رفت كه از گاندي عكاسي كند، اما به مراسم سوزاندن جسدش رسيد. بعدها از دالايي لاما عكاسي كرد. همين طور از چه گوارا ، مارتين لوتركينگ و خيلي هاي ديگر. مدتي در سينما دستيار ژان رنوار و بونوئل بود. چيزي كه خودش و عكس هايش را از ديگران متمايز مي كند نگاه انساني اش به سوژه ها و كشف لحظه اي در آن هاست كه خودش به آن مي گفت: لحظه قطعي يا لحظه شهود . برسون دو دهه آخر عمرش، عكاسي را رها كرد و هم و غمش را روي نقاشي و طراحي گذاشت.

 

شليك در لحظه قطعي

رضا مختاری

بايد با تمامي مغز و چشم و قلب، هوشيار و آماده بود و بدن انعطاف پذيري داشت. بايد روي نوك پا و پاورچين پاورچين به موضوع نزديك شد. بايد دست هايي چابك و چشم هايي مثل چشم شاهين داشت. عجول نبايد بود؛ البته فرصت هم كم است و بايد درست به هدف زد. يك لحظه غافل شدن يا يك تكان بيهوده دست، شكار را تباه مي كند. بايد منتظر بود. استتار هم لازم است. نبايد قيافه تابلويي داشت و بد نيست ابزار كارت هم تا آن جا كه مي شود پنهان باشد. اگر غافل شوي، شكار از ديد تو فرار مي كند و براي هميشه تركت مي كند. بايد صبور بود؛ در عين حال از عكس برداري مثل يك مسلسل چي بايد خودداري كرد. جايي براي نگاه بي قرار و چشم سرگردان وجود ندارد.


اين ها خلاصه اي از توصيه هايي است كه هانري كارتيه برسون به عكاسان مي كند. زندگي جريان دارد. لحظه ها مي گذرند و عكاس بايد با سرعت شكارش را تشخيص دهد و كليك، ماشه را بچكاند. برسون اصطلاح معروفي دارد كه براي اين لحظه به كار مي برد: لحظه قطعي. او معتقد است كار عكاس كشف و تشخيص همزمان رويدادي در كسري از ثانيه و همين طور كشف اهميت ساختمان دقيق فرم هاست. كافي است به عكس هايي كه برسون انداخته نگاه كنيد؛ همه شان به ثانيه اي بندند و يك ثانيه قبل يا بعد از لحظه گرفتن عكس ديگر آن عكس معني پيدا نمي كند
و تمام آن چه دارد را از دست مي دهد. با آن كه برسون به نوعي عكاس خياباني است و بيشتر آدم ها در وضعيت متحرك شان، سوژه او مي شوند، اما شكارچي بودن را براي رفتن به سمت طبيعت بي جان هم پيشنهاد مي كند.

 

 

 


نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 3:2 | لینک  | 

اين‌جا ايران است، خانه اجدادي

حيرت انگيز است بتواني آدم هايي را ببيني كه نزديك به 160 سال پيش شمشير و سپر به دست مراسم شبيه خواني و تعزيه اجرا كرده اند، يا هندوانه اي را ببيني كه در بيش از يك قرن پيش قاچ خورده و آماده خوردن است، يا مكتب داري را ببيني كه آستينش را بالا زده است و شاگردان قد و نيم قدش دور او رديف شده اند. يا ساختماني را ببيني كه ديگر نيست و خلاصه چيزهايي را كه فقط درباره شان خوانده اي، حالا مقابل تو ظاهر مي شوند.
تصويرهاي گالري اين هفته، برگزيده اي از عكس هاي ارنست هولتسر است. كارمند آلماني اداره تلگراف كه در استخدام دولت انگليس بود و براي راه اندازي تلگراف به اصفهان آمده بود. هولتسر وقتي ماموريتش تمام شد، از ايران رفت، اما بعد از مدتي با يك دوربين عكاسي برگشت. او در يادداشتي مي نويسد: از چند سال پيش به اين طرف بسياري عوامل بيگانه كه اغلب سبك اروپايي دارند، در اين كشور نفوذ مي كنند. عمارات كهن، عادات و آداب، حتي طرز لباس پوشيدن به تدريج از بين مي رود؛ به طوري كه تا چند سال ديگر بسياري از آن چه را كه شاردن و تاورنيه ( جهانگردان فرانسوي كه در دوره شاه عباس از اصفهان و ايران ديدن كردند) به وصف آورده اند، پيدا نتوان كرد .
هولتسر با دختري اصفهاني به نام مريم حق نظر ازدواج كرد. دختري كه اهل جلفا و از ارامنه اصفهان بود. او در طول سال هاي۱۸۷۱ تا 1898حدود سه هزار عكس از اصفهان و جاهاي ديگر ايران گرفت. عكس هايي از خانه و خانواده خود، از كوچه ها، باغ ها، مسجدها، پل ها، كبوترخانه ها، امام زاده ها، كشتزارها، گله ها، كجاوه ها، كاروان ها، خانه ها،  ظل السلطان و خانه و ارتشيان او، حكام و رجال اصفهان، علما، بازرگانان، پيشه وران، زردشتيان ، افغاني ها، كليساهاي جلفا و كشيشان و تارك دنياهاي ارمني، عروس و دامادهاي ارمني، رجال ارمني جلفا، مجالس تعزيه و تعزيه گردان ها، زورخانه  و پهلوان ها، مراسم عروسي و ميوه ها و ده ها موضوع  ديگر.
هولتسر در 1911 در سن 76 سالگي درگذشت و پس از مرگش فرزندانش شيشه ها و عكس هاي او را به آلمان بردند. در دهه 1960 ميلادي تركيدن لوله آب در زيرزميني كه انبار منزل يكي از نواده هاي هولتسر بود، باعث شد تا آن ها صندوق هاي نگاتيوهاي شيشه اي را پيدا كنند و نمونه هايي از اين عكس ها در مجلات مختلف به چاپ برسد.
در سال 1355 بخشي از اين عكس ها در مجموعه اي به نام ايران در صد و بيست و هفت سال پيش به كوشش و ترجمه محمد عاصمي به چاپ رسيد.
به تازگي مركز اسناد ميراث فرهنگي در ابتكاري ستودني، سايت اينترنتي هولتسر را راه اندازي كرد و برگزيده اي از اين عكس ها در مركز فرهنگي هنري صبا به نمايش در آمد. 

 

010749.jpg

اصفهان-جلفا- زن ارمني

 

010731.jpg

اصفهان-پهلوانان در زورخانه
 

010767.jpg

اصفهان- شبيه گردان ها
 

010773.jpg
 
اصفهان-مكتب خانه
 
 
010725.jpg
 
اصفهان-سفره غذا

 

010782.jpg

تهران- واگن اسبي
 

010758.jpg

سربازان ظل السلطان هنگام برپا كردن چادر در ميدان نقش جهان

 

نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 3:44 | لینک  |