![]()
عكسي كه از دل بر آيد
«من تمام تاريخ و فرهنگ را كناري مي گذارم تا به دست باند پيچي شده دختر و يقه پسر نگاه كنم.» اين يكي از جملههايي است كه رولان بارت در كتاب اتاق عكاسي درباره يك عكس گفته. قشنگ پيداست كه بارت به جاي بررسي زيباشناختي يا نكتههاي تكنيكي راحت دلش را به عكس داده است. كتاب ذن عكاسي هم از آن كتاب هاي خاص در باره عكاسي است كه به جاي تاكيد بر نكته هاي فني به خود نگاه كردن و ارتباط عكاس با دنيا و آدم ها اهميت مي دهد. كتاب کلی جمله هاي كوتاه حكيمانه دارد که همان طور كه از اسمش پيداست متاثر از آموزه هاي ذن است. جمله اي از كتاب بر يكي شدن عكاس با دوربين تاكيد دارد. وقتي که دوربين تبديل به عينكي چسبيده به عكاس براي تجربه و بيان جهان مي شود: " وقتي قدم مي زني با پاهايت فكر نمي كني. به همين گونه با دوربين ات انس مي گيري كه ابزاري است براي بيان خودت." در جاي جاي كتاب جمله هايي مي بيني كه بيش از نگاه تعقلي يا تكنيكي، به دل دادن يا عشق در عكاسي و زندگي تاكيد مي كند: "يك دوربين هرگز تحت تاثير آفتاب قرار نخواهد گرفت اما دل مي تواند." جالب است كه خيلي وقتها عكسهايي مي بيني كه به لحاظ تكنيكي مي شود ساعت ها درباره آن صحبت كرد ولي ته كار حس مي كني عكاس با سوژهاش قهر بوده و يا صرفا با دوربين اش مقتدرانه و بدون تعلق خاطر سوژه را اجير كرده است. خلاصه اين از آن كتاب هايی است كه شديدا به كار كساني می آید كه در عكاسي ارتباط با سوژه برايشان اهميت دارد و گذشته از اين جمله هايي دارد كه حتي اگر عكاس هم نباشي پر از حكمت براي زندگي سرخوشانه است: "هدف بهترين عكاس شدن نيست ، بهترين دونده ، بهترين موسيقي دان ، بهترين نويسنده يا بهترين چيز. هدف ات ، اگر واقعا احساس كني نياز به هدفي داري، خودت بودن است" ذن عكاسي نوشته پل مارتين لستر استاد دانشگاه ايالتي كاليفرنيا و مولف هفت كتاب با موضوعات رسانه اي است كه با ترجمه جواد منتظري. همراه با مقدمه نويسنده بر چاپ فارسي منتشر شده است.

محسن نامجو درباره کلیپ «زلف بر باد نده» که با بازی زهرا امیر ابراهیمی بر روی یکی از قطعه های او ساخته شده، نامه ای برایم فرستاده که عینا آن را می خوانید:
قطعه «زلف بر باد» چهار سال پیش برای فیلم انیمیشن کوتاه «مرگِ مرگ» ساخته شد و کلام نداشت. امسال برای اجرای روتردام شعر حافظ را روی آن امتحان کردم و جواب داد. کلیپی که این روزها بر روی این قطعه ساخته شده، ساخته ی آقای حامد صفایی است که ایشان در تیتراژ آن از روی تواضع اسمی از خودشان نبرده و فقط نام بنده را آورده است؛ به همین خاطر این شبهه پیش آمده که سازنده کلیپ من بوده ام. حتی دوستان بنده حدود 20 صفحه پرینت ایمیل برایم آورده اند همه با این مضمون تشویقی که بنده خواسته ام اقدامی در جهت مثبت سازی چهره آن خانم انجام دهم. ضمن تشکر از اظهار لطف دوستان بدین وسیله این قضیه را تکذیب می کنم و بدیهی است هیچ موضعی نسبت به تصویر اجتماعی ایشان ندارم و این قطعه عاشقانه از تجریبات شخصی بنده بوده که هیچ ربطی به اعاده حیثیت از ایشان ندارد.
۸۶/۱/۲۱ محسن نامجو
