رنگ هاي ناديده 57

انقلاب شد. 27 سال است. از آن روزها عكس ها و فيلم ها مانده اند. فقط با آن ها مي توانيم حوادث و آدم هاي آن روزها را ببينيم يا به ياد بياوريم.
مارس 2005 در شهر ونكوور كانادا نمايشگاه عكسي برپا شد با عنوان عكس هاي منتشر نشده اي از انقلاب ايران. عكاس اين عكس ها اكبر ناظمي بود. كسي كه سال 57 وقتي در آلمان مشغول تحصيل بوده، خبر اعتراض هاي مردمي در ايران را از شبكه هاي خبري آن طرف آب مي شنود. بلافاصله از مرز بازرگان به ايران مي آيد. آن وقت ها 28 سالش بوده. فيلم رنگي، گران است و عكاس جوان، ته كاست فيلم هاي رفقاي فيلمسازش را بر مي دارد و با آن ها عكس مي گيرد. حاصل كار، مي شود 4000 قطعه عكس از انقلاب. در آن اوضاع، عكاسي چندان كار راحتي هم نبوده. عكاسان روزنامه هايي مثل كيهان و اطلاعات و آيندگان، كارت داشته اند و كساني كه خودشان عكس مي گرفته اند، از دو طرف مورد سوء ظن بوده اند. تظاهركنندگان فكر مي كرده اند آن ها نفوذي اند و نيروهاي امنيتي هم به خاطر مجوز نداشتن، اجازة عكاسي نمي داده اند. اعتماد مردم با حضور مداوم عكاس جلب مي شود. از آن طرف، مأمورين گير مي داده اند و اين وسط، عكاس در اوضاع بد، نگاتيوهايش را به زن هاي چادري مي داده تا مخفي كنند و بعد از آن ها مي گرفته. يا وقت هايي كه در بازرسي حكومت نظامي، دوربين ها را مي گشته اند، نگاتيوها را لاي درز و دورز ديوار مي گذاشته تا فردا بردارد و ظاهر و چاپشان كند. بعد هم كه چاپ مي شده اند، آن ها را كنار هم روي مقوا مي چسبانده و جلوي دانشكده ها و دانشگاه قرار مي داده تا مردم را از حوادث انقلاب باخبر كند.
اكبر ناظمي، سال 67 از ايران مهاجرت مي كند و حالا بعد از 17 سال، در ايران حضور حرفه اي پيدا كرده است. او اواخر اين ماه، قرار است عكس هايش را در نگارخانه بهزاد به نمايش بگذارد و دارد مقدمات كارگرداني دو فيلم سينمايي را فراهم مي كند. با او دربارة خودش و محل عكس ها گپ زديم.
نشاني سايت اكبر ناظمي

يك جوان براي تظاهرات روز بعد تراكت پخش مي كند
|
اين خانم نگران دارد تراكت ها را مرتب مي كند تا مقدمات يك اتفاق فراهم شود
|
|
|
| |
|
امام در فرودگاه مهرآباد در جمع استقبال كنندگان
مردم پس از تسخير پادگان ها
مردم، دفترهاي ساواك يا دفاتر وابسته به آن را آتش مي زنند. محل اين اتفاق، نزديكي هاي دروازه دولت است
اين ساختمان معروف، در خيابان آزادي قرار گرفته
گذشته از هر چيز، درستي كار مهندس اش را نشان مي دهد!
دوتا مشروب فروشي بزرگ توي لاله زار كه ملت، آتشش زدند
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 20:12 |
لینک
|
هنر، بي امضا
ابولفضل شاهی
تا مي گوييم نقاشي ايراني، بي درنگ همه ياد مينياتور و نگارگري نسخه هاي خطي مي افتند. اما نقاشي ديواري، قدمت بيشتري نسبت به شاخه هاي ديگر نقاشي ايراني دارد و در اماكن مذهبي، بهترين نمونه هاي آن را مي توان ديد. نقاشان ايراني، پيشوايان مذهبي را بيشتر مهربان و انساني تصوير كرده اند تا اساطيري و حماسي. نقاش ايراني در بند ارائة خود نيست تا بخواهد بيننده را مقهور تبحر نقاشانة خود كند. او نقشي از خود در تكيه ها، گذرها، امام زاده ها و خانه ها بر جا مي گذارد تا شهر را زيباتر كند. قابل سكونت تر كند.وداستاني مقدس را درقالب اين نقش هاي زيبا روايت كند. نقاشي ايراني، بي امضاست و نقاش در پي نام نيست كه به ننگ افتد. غرض نقشي ست كز او باز ماند كه هستي را نمي بيند دوامي. با يك مقايسه مي توان ديد كه چهره پردازي هاي امروزي شخصيت هاي مذهبي، بيشتردرگير اين اند كه بيننده را با هيبت و هيمنة صاحب تمثال رو به رو كنند،تا لطافت روحاني و رحماني او. احساس هنرمند سنتي در هنگام خلق اثر، بعد از چند صد سال، با تمام بي توجهي ها به اين نگاره، همچنان زنده است.
امام علي(ع) با حسنين و قنبر و سلمان در امام زاده شاه سليمان (شايلمون) در بازار كاشان
امام علي(ع) و اصحابش در خانقاه تاج الدين
قاسم تازه داماد، براي جنگ آماده مي شود. بقعه تاج الدين كاشان
ماه طايفة بني هاشم در تكية زواره
قمر بني هاشم براي آوردن آب از فرات راه افتاده است
ديوارنگارة بقعة شاهزاده ابراهيم در نزديكي تپه هاي سيلك. سيصد سال است كه علي اكبر در دامن پدر جان مي دهد
پيامبر سوار بر براق در روستاي يزدلان
ـ كويري ترين روستاي كوير ـ به معراج مي رود
امام علي(ع) و حسنين و قنبر و سلمان با يك فرشته در شاهزاده ابراهيم كاشان
گفت وگوي ابوالفضل العباس(ع) با حر نامدار در امام زاده عباس كاشان بعد از اين، حر پشيمان مي شود و شهيد
جنگ شاهزاده علي اكبر با كوفيان، در حالي كه دو فرشته منتظر آمدن او، بالاي سرش پرواز مي كنند
امام علي و حسن و حسين با دو فرشتة خندان در محله در باغ كاشان
نوشته شده توسط رضا مختاری در ساعت 4:6 |
لینک
|