
اگر ادعاي نقاشي، كشيدن هنر در دو بعد و استفاده از خطوط و رنگ ها باشد، ادعاي يك اثر حجمي هنري، مجسم كردن هنر در سه بعد است. معمولا هم در نقاشي و هم در حجم سازي، آدم ها سراغ محيط اطراف شان مي روند. نقاشي هاي روي غارها به هر دليل كه كشيده شده باشند، پاي ثابت شان آدم ها و حيوانات هستند. مجسمه ها هم چه نقش ديني و آييني داشته باشند و چه استفاده ديگري از آن ها شده باشد، معمولا شكل و شمايلي انساني دارند. اما نگاه امروزي تر به مجسمه سازي و نقاشي، پيشنهاد خلق شكل هاي متنوع تري از حجم و تصوير را مي دهد. اثر حجمي هنري، ديگر محدود به ساختن دقيق يك چهره يا هيكل نمي شود و دست هنرمند را بازتر مي گذارد؛ به اضافه اين كه جنس هاي متنوعي هم براي ساختن به او پيشنهاد مي كند. از طرفي وقتي يك اثر، سه بعدي مي شود، بيننده از زاويه هاي مختلف مي تواند به اثر نگاه كند و حس هاي تازه اي به خاطر گسترش فضايي اثر به او دست مي دهد. بعضي مجسمه ها، اشياء بيروني را تقليد مي كنند و ما را ياد چيزي مي اندازند. بعضي مجسمه ها هم فرم هاي اطراف را در شكل تازه اي بازسازي مي كنند و بعضي سعي مي كنند حجم تازه اي درست كنند. بعضي، عناصر حجمي مختلف را با هم تلفيق مي كنند و همه شان سعي مي كنند يك تجربه حجمي را در ذهن ما زنده كنند و يا از تجربه اي كه ما نسبت به حجم ها داريم، براي تاثير گذاري استفاده كنند.

يكي از مجموعه پاپيه ماشه هاي رضا لواساني. مجموعه آثار او به خاطر استفاده از الگوهاي اساطيري و ارائه شكل جديدي از آن با استفاده خلاقه از مواد و تكنيك، برنده تنديس، لوح افتخار و جايزه نقدي دوسالانه شد

اين اثر ستاره بريراني از برگزيدگان فرهنگستان هنر در دوسالانه مجسمه است

فرم، اثر حميدرضا حكيمي. به اين اثر به خاطر استفاده از تكنولوژي در ايجاد سريع اثر با توجه به قابليت ارتباطي آن با محيط از طرف سازمان زيباسازي شهر تهران جايزه داده شد


بدون عنوان (سنگ، آب، آهن) اثر عبدالناصر گيو. اين اثر به خاطر استفاده مبتكرانه از عناصر طبيعي و مصنوعي و تلفيق آن ها در فضايي خيال انگيز، برنده تنديس و لوح افتخار و جايزه نقدي دوسالانه شد

اين اثر بدون عنوان، كار ابوالفضل شاهي است. منتقدان به خاطر نگاه صميمي و صادقانه به مجسمه سازي و موفقيت در خلق اثر با گيرايي بالا به اين اثر جايزه داده اند

بدون عنوان، اثر محمدحسين عماد. اين اثر به خاطر به دست آوردن شيوه اي كاملا پنهان و تركيب انديشمندانه جنس ها مورد توجه منتقدان قرار گرفته است

عاشق شرقي، اثر كريم نصر. برگزيده منتقدان به خاطر رويكرد محتوايي و خلق اثر با توان اساطيري و ارتباط تكنيك با محتواي شاعرانه

مرگ: 11 مرداد، 2 اوت 2004
پرتره سخت تر از همه است
ترجمه: حبيبه جعفريان
- عكاسي از هنرپيشه ها را دوست ندارم. آن ها پز مي گيرند. (البته او از سه هنرپيشه عكس گرفت: همفري بوگارت، ادري هپبورن و مريلين مونرو)
- من در يك پرتره ، دنبال سكوت آن آدم هستم.

ساموئل بکت
- ده هزار عكس اول تان، بدترين هايش هستند.
- به خود عكاسي علاقه ندارم، فقط مي خواهم تكه كوچكي از واقعيت را ثبت كنم.
درباره عكس كه مي گيريد قبل يا بعدش فكر كنيد نه در طول عكاسي. راز اين است كه زمان را از دست ندهيد.
- اين كه عكس خوب است يا نه از لحظه اي است كه توي دوربين ثبت شده.
- سخت ترين چيز براي من گرفتن پرتره است؛ مجبوري سعي كني دوربين را بين پوست طرف و پيرهنش بگذاري.

ازرا پاند
- تركيبي هيجان انگيز از احساس و هندسه؛ با هم و در يك لحظه واحد. اين آن امكان دوربين عكاسي است كه مرا سر شوق مي آورد.
- از من مي پرسند عكس هايت را چطور مي گيري؟ اين سوال بيشتر يك جور چيستان است. نمي دانم. مهم هم نيست.

جیاکومتی(محسمه ساز ایتالیایی)
شليك در لحظه قطعي
رضا مختاری

بايد با تمامي مغز و چشم و قلب، هوشيار و آماده بود و بدن انعطاف پذيري داشت. بايد روي نوك پا و پاورچين پاورچين به موضوع نزديك شد. بايد دست هايي چابك و چشم هايي مثل چشم شاهين داشت. عجول نبايد بود؛ البته فرصت هم كم است و بايد درست به هدف زد. يك لحظه غافل شدن يا يك تكان بيهوده دست، شكار را تباه مي كند. بايد منتظر بود. استتار هم لازم است. نبايد قيافه تابلويي داشت و بد نيست ابزار كارت هم تا آن جا كه مي شود پنهان باشد. اگر غافل شوي، شكار از ديد تو فرار مي كند و براي هميشه تركت مي كند. بايد صبور بود؛ در عين حال از عكس برداري مثل يك مسلسل چي بايد خودداري كرد. جايي براي نگاه بي قرار و چشم سرگردان وجود ندارد.

اين ها خلاصه اي از توصيه هايي است كه هانري كارتيه برسون به عكاسان مي كند. زندگي جريان دارد. لحظه ها مي گذرند و عكاس بايد با سرعت شكارش را تشخيص دهد و كليك، ماشه را بچكاند. برسون اصطلاح معروفي دارد كه براي اين لحظه به كار مي برد: لحظه قطعي. او معتقد است كار عكاس كشف و تشخيص همزمان رويدادي در كسري از ثانيه و همين طور كشف اهميت ساختمان دقيق فرم هاست. كافي است به عكس هايي كه برسون انداخته نگاه كنيد؛ همه شان به ثانيه اي بندند و يك ثانيه قبل يا بعد از لحظه گرفتن عكس ديگر آن عكس معني پيدا نمي كند و تمام آن چه دارد را از دست مي دهد. با آن كه برسون به نوعي عكاس خياباني است و بيشتر آدم ها در وضعيت متحرك شان، سوژه او مي شوند، اما شكارچي بودن را براي رفتن به سمت طبيعت بي جان هم پيشنهاد مي كند.

